خلاصه ی قسمت های 5 و6 سلطنت یا به قولی 27 و 28 | بلاگ

خلاصه ی قسمت های 5 و6 سلطنت یا به قولی 27 و 28

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

در این قسمت ها به دعوای پروتستان ها و کاتولیک ها پرداخت. نامزد گریر هم جز پروتستان ها شده بود که کاتولیک ها ریختند و یکی بچه نوجوان که خواهر زاده لویس بود را کشتن. لیث به گریر می گه که شوهرت داره یک چیزی ازت پنهان می کنه قبل از ازدواج بپرس که نامزدش می گه که من پیرو فرقه پروتستان شدم. فرداش روز عروسی است که گریر دیر می ره به محراب اما بالاخره بله را می گه و با دوک ازدواج می کنه. کنا یک دفترچه راجع روابط عاشقانه ی افراد سرشناس در قصر پیدا می کنه و در اون از روابط فوق العاده ی مردی صحبت می کنن که یک پروانه روی دستش است. توی عروسی یکی از لرد ها می خواد با لولا  گرم بگیره که لرد نارسیس نمی گذاره و لولا اون ارم پروانه را روی دست لرد نارسیس می بینه. از طرفی اون زن پرستار یک بخشی از نیزه که فرانسیس با اون پدرش را کشته را می بره توی اتاق فرانسیس می گذاره. فرانسیس تعقیبش می کنه و باهاش حرف می زنه و راجع قتل پدرش صحبت می کنه که لرد نارسیس می اد داخل اتاق و فرانسیس را تهدید می کنه که اگر از قتل خواهر زاده ی لوییس و مجازات کاتولیک ها نگذره به همه می گه که اون قاتل شاه هنری است. فرانسیس قاتلان را ازاد می کنه که مری قاطی می کنه و می گه چرا این کار را کردی و می گه می دونم که چون بچه ام را از دست دادم ناراحتی که فرانسیس برای اینکه بحث را فیصله بده می گه اره تو نمی تونی برام بچه بیاری و من نگرانم و مری دلشکسته می شه. در قسمت بعد کاترین می خواد به یک سفر بره که مری هم باهاش همراه می شه. در راه یک عده بهشون حمله می کنن که اونها از دریچه ی زیر کالسکه فرار می کنن. و به یک می خانه می رسن. در این میان یک زن و مرد با اسم مری و فرانسیس می ان و سوار همون کالسکه شدن . خلاصه دروغ هایی که راجع مری و کاترین می گن باعث عصبانیت و گاها سرگرمی اونها می شه. یکی از افراد سلطنتی می رسه و مری و کاترین را نجات می ده . اما مشخص می شه که اون فرد سردسته ی همه ی این افراد است. در این میان اون مرد می خواد مری و کاترین را بکشه که مری یک چنگک به اسب می زنه و اسب به مرد لگد می زنه و اون می میره. و فرانسیس می رسه و مری و کاترین را برمی گردونه قصر. کاترین به فرانسیس می گه از دل مری دربیار خیلی ناراحته که فرانسیس به مری می گه که من معذرت می خوام و از حرف هام منظوری نداشتم. از طرفی لرد نارسیس داره به لولا نزدیک می شه . خانواده ی لولا اون را طرد می کنن و لولا می خواد پول جهیزیه اش را بگیره و به لرد نارسیس نزدیک می شه . لر دمی خواد که لولا توی یک حمام خصوصی بره که لولا خدمتکارش را می فرسته  ولرد هم پول جهیزیه را برمی گردونه

...
نویسنده : بازدید : 26 تاريخ : پنجشنبه 14 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:40