mozhganfilm

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

لولا با لرد ازدواج می کنه ولی به نظر می رسه که لرد همش به فکر پول لولا است چون همش منتظر جهیزه ی لولا است و لولا به نماینده ی پدرش می گه فعلا صبر کنه و چیزی به نام شوهرش نکنه. از طرفی کاردینال ها امدن تا با شاه هنری صحبت کنن و شاه هنری هم که کلا قاطی کرده مری و فرانسیس می رن و با کاردینال صحبت می کنن و نمی گذارن به دیدن شاه بره. ملکه کاترین حسابی از دست پنه لوپه به ستوه امده و به کنا که هنری همش ا
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:40
برچسب‌ها :
مری برای کمک به مادرش ترتیبی می ده که یکی از افرادش ملکه کاترین را بدزده و در این میان از دختر عموی کاترین باج بگیرن و کاترین مجبور بشه جای طلاهایی که پنهان کرده را بگه و برای این کار سردختر عموی کاترین را براش می برن و کاترین جای طلاها را می گه و مری به مادرش کمک می کنه تا فرار کنه و بره. در جنگ فرانسیس توسط لیث همون پسر اشپز دوست گریر نجات پیدا می کنه و بهش قول مقام و زمین می ده و می گه وقتی برگ
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:40
برچسب‌ها :
هنری حسابی قاطی کرده و می خواد فرانسیس را بکشه. یک جشن ترتیب داده و می خواد توی بشقاب فرانسیس زهر بریزه. از طرفی مری را مجبور می کنه که باهاش به ضیافت بره. یک عده از سربازان پیروز در جنگ درون دو کشتی هستند که یکی از این کشتی ها منفجر می شه و فرانسیس می فهمه که دیگه واقعا کار پدرش تموم . هنری کنار مری نشسته و با دستش که روی پای مری می زاره اون را ازار می ده. این امر از چشم کاترین دور نمی مونه و کات
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:40
برچسب‌ها :
یک پیغام از زندان برای لینک می اد و می گه باید شیخ روشنایی را پیدا کنی . دختر مسلمانی که همراه لینگ است برای خروج از کشور به پول نیاز دارد و لینک می گه اگر به ما کمک کنی بهت پول می دم. دختر نامه ی مایکل را رمز گشایی می کنه و متوجه یک شماره تلفن می شه . زنگ می زنه و متوجه می شه منظور از شیخ روشنایی مسئول برق اون شهر است. می رن اون را پیدا کنن و اون مرد در بخشی است که شورشی ها هستند. خلاصه لینک و دو
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:40
برچسب‌ها :
خلاصه قسمت65سریال #karasevda  زینب به برادرش زنگ زد وقتی دید در دسترس نیس تعقیبش کرد بعد تارک میبینتش میگه از اینجا برو زینب میگه اینکارو نکن تارک میگه میخوام همرو راحت کنم من دیگه تموم شدم زینب میگه ب من نگاه کن ب خانوادت فکر کن. امیر میخواست حرف بزنه تارک میگه تو ساکت شو تیر میزنه. نیهان به ک
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:15
برچسب‌ها :
یک جشن در قصر برگزار می شه به نام جشن لوبیا. هر خدمتکاری که یک لوبیا در کیکش پیدا کنه برای یک روز می تونه ملکه قصر بشه. دختر اشپزی به نام پنه لوپه اون لوبیا را پیدا می کنه که بعدا مشخص می شه یواشکی از اشپزخونه برداشته. کاترین می بینه که هنری حسابی قاطی کرده و نوستراداموس بهش یک دارو می ده که هنری بر
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت: 11:59
برچسب‌ها :
در این قسمت بش می ره پیش مری و بهش می گه که شوهرت یا کاترین می خواستن من را بکشن که مری تحقیق می کنه که این به گوش فرانسیس می رسه و فرانسیس می گه که تو به من اعتماد نداری وقتی تو گفتی که مادرم می خواد تو را از سر راه برداره من بدون هیچ حرفی تو را باور کردم. لولا که یک شب با فرانسیس در قلعه بوده می ف
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت: 6:41
برچسب‌ها :
در این قسمت می بینیم که مری برای کلاریسا یک ماسک می گیره که نصفی از صورتش را بپوشونه و دیگه خجالت نکشه. بش می خواد دو برادر کوچکش را از پاریس دور کنه چون مردم به خاطر مادرشون کاترین می خوان بهشون اسیب بزنن. مری قبول نمی کنه . بش یک مهمانی بالماسکه برای بچه ها ترتیب می ده و طی این مهمانی بچه ها را از
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 16:48
برچسب‌ها :
نام: دوران عقد داستان دختری به نام الاله است که به خاطر مشکلاتی که دارد قبول می کند که با پسری درس خوان به نام شهرام ازدواج کند که شهرام هیچ علاقه ای به او ندارد و در این میان با مشکلات و سختی ها زیادی مواجه می شود که داستانی بسیار خواندنی و شیرین دارد که به مشکلات جوانان در دوران عقد و ازدواج های ب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 16:48
برچسب‌ها :
اول فیلم نشون می ده که یک کالسکه میاد و یک پسر بهشون می گه رودخانه طغیان کرده و از یک راه دیگه برید که توی راه گیر راهزن ها می افتن و دختری به نام اولیویا فرار می کنه و می ره توی قصر. توی قصر فرانسیس یک جوری به مری ابراز عشق می کنه و مری را می بوسه. این دختر وارد قصر می شه و فرانسیس می ره بغلش می کن
نویسنده : بازدید : 40 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعد