خلاصه ی قسمت 3 و 4 سلطنت | بلاگ

خلاصه ی قسمت 3 و 4 سلطنت

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

در این قسمت مری داره با چارلز برادر کوچک فرانسیس بازی می کنه که توپ می ره بالای درخت و مری می ره براش بیاره که یکی از دوستاش با پسر پادشاه پرتغال به نام توماس می رسن . توماس از مری خیلی خوشش می اد . دوست مری خیلی توماس را دوست داره. توماس به مری می گه که من قراره شاه اینده ی پرتغال بشم و اگر نگران حملاتی هستی که انگلستانی ها به کشور تو کردن من حاضرم که با تو ازدواج کنم. مری می گه باید فکر کنم. در ابتدا بابای فرانسیس برای کشور اسکاتلند نیرو نمی فرسته که بعد به اصرار فرانسیس شش گروهان می فرسته که یک نفر زودتر به انگلیسی ها خبر می ده و همه قتل عام می شن . فرانسییس مری را می بوسه و بعد بهش می گه کاری از دست من برای کشورت بر نمی اید باید با توماس ازدواج کنی. یک نفر را اشتباهی دستگیر می کنن اما بعد مشخص می شه که این فرد خائن همون توماس شاهزاده ی پرتغال بوده تا مری را به ازدواج ترغیب کنی. قسمت چهار خیلی خوب بود که همش فرانسیس به مری نزدیک می شد و توماس حرص می خورد و در این قسمت مشخص شد که تووماس چه شخصیت خطرناکی داره و همه می گفتن که شایعه شده که زن اولش را خودش کشته. در این میان مری می ره باز نزدیک اون دالان و با اون روح صحبت می کنه و اونجا یک مهر پیدا می کنه. اون مهر سایمون همون پسری بوده که اشتباهی به اسم جاسوس دستگیر شده . علیه سایمون یک زن فاسد گزارش داده شده بود که مری می گه مهر گردنبند سایمون چی بود که زن می گه لاله سفید که مری می گه نه لاله ی قرمز بود. مری برای ازدواج با توماس مجبور شده بود زیر اظهاراتی که می گفت سایمون خائن بوده امضا کنه در این میان فرانسیس و برادر بزرگترش بش می رن سراغ سایمون و فرانسیس اون را می کشه. مری از طریق اسکاتلند میانجیی گری می کنه و بین فرانسه و پرتغال مشکلی پیش نمی اد و مری دوباره نامزد فرانسیس می شه. در این میان کنا دوست مری هم به نزد شاه می ره و می شه عشق شاه که باهاش رابطه ی پنهانی داره.

...
نویسنده : بازدید : 31 تاريخ : شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02