خلاصه ی قسمت 16 ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان | بلاگ

خلاصه ی قسمت 16 ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

در این قسمت جلال به سارپ می گه که بره پیشش و براش خط و نشون می کشه که با ملک نباشه و یک نفر را می گذاره که مراقب رابطه ی سارپ و ملک باشه و گزارش بده. ملک به سارپ می گه که باید این رابطه را تموم کنیم چون نمی تونم ببینم که به تو و خانواده ات اسیبی برسه که سارپ قبول نمی کنه و با ملک شوخی می کنه و اون را به خنده می اندازه . از طرفی زن دوم جلال به نام یشیم می ره سراغ ملک و توی یک فرصت لیوانی که ملک توش نوشیدنی خورده را برمی داره و می ره ازمایش دی ان ای می ده و در اخر این قسمت متوجه می شه که جلال پدر واقعی ملک است و حسابی عصبانی می شه و قاطی می کنه و قاب عکس جلال و ملک را داخل شومینه می اندازه. از طرفی اگر به یاد داشته باشید گفتم که مرت داشت فیلم دوربین خانه ی لیلا را می دید و از روی فیلم یک کپی می گیره. اون فیلم را داشت توی خونه اش می دید که متوجه حضور سارپ در خانه ی لیلا شد . همون لحظه ایلم زنگ می زنه و مرت همان جا دکمه ی توقف را می زنه. ایلم می اد داخل و وقتی مرت می ره دستشویی ایلم می خواد از لپتاپ استفاده کنه که اون صحنه را می بینه و با گوشی اش عکس می گیره و می ره توی دستشویی به سارپ زنگ می زنه که باید ببینمت غافل از اینکه مرت اون را دیده بود که عکس می گیره و بعد مکالمه اش ر ا شنیده بود. ایلم به سارپ عکس ها را نشون می ده و سارپ هم شوکه می شه چون پلیس هیچ فیلمی پیدا نکرده بوده ولی این فیلم دست مرت بوده و این یعنی اینکه یک جای کار درست نیست. مرت سارپ را تعقیب می کنه که سارپ متوجه می شه و یک کاری می کنه که مرت گمش کنه و بعد به دیدن رییس یوسف می ره که توی بیمارستانه و به هوش امده و رییس می گه که مرت از اون دوربین چیزی پیدا نکرده بوده. از طرفی سارپ به خانه ی مرت می ره و اون فیلم را در لپتاپ مرت می بینه. خلاصه همه چیز پیچیده می شه و مرت هم این قضییه را که به سارپ شک داره را به ملک می گه و ملک می گه تو می خوای چی کار کنی اگر جلال بفهمه که سارپ به دیدن لیلا همون زن رقیب جلال رفته حتما سارپ را می کشه و مرت می گه فعلا چیزی نمی گم اما در اخر ما باید یا با جلال باشیم یا با سارپ و خانواده اش. جوشگون به مرت زنگ می زنه و می گه می خوام بهت بگم که اسم اصلی ات چی بوده مرت هم گوشی را می گذاره روی بلندگو و جلال می شنوه و لحظه ای که جوشگون می خواد اسم اصلی مرت را بهش بگه جلال شروع می کنه به داد زدن که جوشگون من پیدات می کنم و این حرف ها. مرت شوکه می شه که چرا جلال داد زد و نگذاشت جوشگون اسم اصلی اون را بگه که جلال می گه من را عصبانی کرده بود و اون کارم ناخوداگاه بود. خلاصه دو برادر روبرو می شن و در اخر قسمت نشون می ده که سارپ می ره اپارتمان مرت سراغش و هر دو روی هم اسلحه می کشن. سارپ می خواد بدونه که مرت که یک پلیس است چرا فیلم را در اختیار پلیس نگذاشته و مرت می خواد بدونه که چرا اون رفته خونه ی لیلا و چه رابطه ی با لیلا داشته و ایا علیه جلال کار می کنه یا نه. داستان فوق العاده جذاب شده.

...
نویسنده : بازدید : 52 تاريخ : شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 3:23