خلاصه ی قسمت یک فصل چهارم سلطنت یا 63

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

گیدیون می ره انگلیس و به الیزابت می گه که به نظرم فرمان قتل تو را مری نداده و میره با نارسیس در زندان صحبت می کنه و ادرس پرستار بچه را می گیره و با یک گروه می ره سراغش و می فهمه که جان ناکس رهبر پروتستان اسکاتلند دستور قتل را داده بوده و بچه ی فرانسیس ر ا می بره قصر الیزابت و الیزابت را قانع می کنه که مری مقصر نیست وطی نامه ای این خبر را به مری می ده. مری برای عزاداری برای لولا مراسمی گرفته و گریر هم می اد که کشیش به مری شیرینی مسمومی می ده و مری وارد کالسکه می شه حالش بد می شه و اون را می دزدن و می برن پیش حاکم شمال که اون می خواد مری با پسرش ازدواج کنه. پسره مثل عقب افتاده ها است و خیلی استرسی است و مری به اتاقش دعوت می کنه و می گه بند پشت لباسم را ببند که پسره هل می شه و بعد هم غش می کنه. مری فرار می کنه و به برادرش ملحق می شه. به برادرش دستور می ده که اون حاکم شمال را بکشه تا خونش گردن مری نیوفته و مری حمایت کاتولیک ها را از دست نده. به فرانسه بریم که یک لرد می خواد با کلود ازدواج کنه  ویک نامه برای کلود می اره و می گه که این نامه ی عاشقانه ی تو به لیث بود که توی جنازه  ی سوخته بوده و اون جنازه برای لیث بوده. کلود تیز می فهمه و به مادرش می گه این نامه تا چند روز پیش توی اتاق لیث بود و خود این لرد گیز مقصر مرگ لیث است. لیزا دختر بزرگ کاترین وارد قصر می شود. اون کارلوس که نامزد مری بود حسابی قاطی کرده  وبدون لباس به سمت لیزا که همسر پدرشه می دوه و می گه من عاشقتم. وای خیلی بامزه بود. لیزا اصرار داره کلود با لرد گیز ازدواج کنه که کلود با کاترین نقشه می کشه و به راهروی قصر می رن و ناگهان جسد اویزان لرد از بالا می افته و کاترین می گه لرد خودکشی کرده. لیزا باور نمی کنه و فعلا می خواد بمونه فرانسه. یک لرد با خون پادشاهی به نام لرد دارنلی است که مری می خواد باهاش ازدواج کنه. خود این لرد عاشق یک زن دیگه است به نزد الیزابت می ره و می گه که این دختری که من عاشقش هستم نامزد داره اگر کاری کنی نامزدی اش باطل بشه من با مری ازدواج نمی کنم و تو دیگه نباید از قدرت مری بر اثر ازدواج با من بترسی.

نویسنده : بازدید : 18 تاريخ : چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 21:33

فهرست وبلاگ