خلاصه ی قسمت 7 و 8 فصل سوم سلطنت یا 51 و 52

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

اول از همه بگم که قسمت هفت خیلی باحال بود. پرنس کارلوس پرنس اسپانیا برای دیدار با مری می اد و می گه یک بازی است که دوست دارم گروهی انجام بدیم و یک گروه سگ شگاری و گروه دیگر خرگوش می شن و اگر سگ ها اونها را پیدا کنن باید هرکاری که گروه سگ شکاری می گن انجام بدن و من از شما یک بوسه می خوام. مری اول قبول نمی کنه . انگلیسها از کارلوس اتو دارن و می گن اگر سریع از فرانسه نرید بیچاره ات می کنیم که کارلوس سراسیمه می خواد بره که مری دستور می ده وسایلش را پنهان کنن. مری می ره پیشنهاد بازی را به کارلوس می ده و کارلوس می گه که این بار ما مردها خرگوش می شویم و شما زنها سگ شکاری. از طرفی کاترین از یکی از پسرهای خدمتکار خوشش امده و توی جنگل با اون خوش گذرانی می کنه که نارسیس می بینشون. پای مری در این بازی اسیب می بینه و نماینده ی انگلیس همون مردی که الیزابت فرستاده بوده تا مری را عاشقش کنه مری را پیدا می کنه و تاجایی مری را بغل می کنه. کاردینال موقع انتخاب کاترین به عنوان نایب السلطنه می رسه و می گه کبد فرانسیس وقتی بدنش را برای مومیایی برده بودن سیاه شده و این یعنی مسموم شده پس فعلا کاترین باید بازجویی بشه و اجازه نداره نایب السلطنه بشه. نارسیس هم از موقعیت استفاده می کنه و با اینکه شب قبل در حین عشقولانه با کاترین بهش قول داده بوده که به نایب السلطنه شدنش کمک کنه. خودش را نامزد نایب السلطنه شدن می کنه و همه به او رای می دن و کاترین رو دست می خوره. مری توی وسایل کارلوس یک وسیله ی فلزی پیدا می کنه و کارلوس می رسه و تووضیح می ده که اون رابطه با درد را دوست داره و این وسیله بهش کمک می کنه. مری قبول نمی کنه پارتنرش بشه اما به اصرار کاترین برمی گرده. دست و پای کارلوس را به اون دستگاه می بنده و می گه باید چشمات را ببندم. بعد از بستن چشماش کاترین یواشکی وارد می شه و به کارلوس شلاق می زنه به جای مری. یک جا کارلوس شک می کنه چشم بند را باز می کنه و کاترین را همراه مری می بینه و می گه شما به من خیانت کردید میاد دست و پاش را باز کنه که با مغز می خوره روی یک تکه فلزی. وای این قسمت خیلی خوب بود بازی مگان فالو در نقش کاترین فوق العاده بود. خلاصه کاترین سریع مری را از طریق راه های زیرزمینی دور می کنه و توی اتاق کاترین لباس هاشون را درمی ارن و می ریزن تو اتیش. کاترین سم هاشم می اد در بیاره که ماموران کاردینال می رسن ولی کاترین سریع اون سمی که باعث سیاهی کبد می شه را برمی داره و به مری نشون می ده و می گه این مال من نیست. تحقیقات صورت می گیره . کاترین کلود را قانع می کنه که علیه اش شهادت نده اما نارسیس دفتر خاطرات کلود را رو می کنه که توش نوشته بود مادرم من را مسموم می کرده. مری با یک لباس مردانه کاترین را فراری می ده و کاترین لحظه اخر بهش می گه تنها کارت ازدواج با کارلوسه. کارلوس به هو ش می اد اما چیزی یادش نمی اد و فقط مری را می شناسه و یک جوری قاطی کرده و مری مجبور به تحملشه. بش و کاترین می رن توی جایی که جسد فرانسیس را برده بودن و می فهمن که جسد سالمه و کبد مال فرد دیگری بوده . جسد را به قصر می ارن و همه چیز ثابت می شه. انگلیس ها برادر و پدر لولا را گروگان گرفتن و انگلیس از لولا خواسته شخصا به انگلیس بره. لولا به یکی از کاتب های نارسیس می گه براش نامه ای بنویسه و بعد اون نامه را با نامه ای که همراه موش داخل وانش بوده مقایسه می کنه و می فهمه دستخط یکی است و به شوهرش شک می کنه. نارسیس اون مرد کاتب را می کشه ولی لولا این را می فهمه و به نارسیس می گه عشق من به تو تمام شد. از مری اجازه می گیره تا به انگلیس بره و به اعضای خانواده اش کمک کنه. از طرفی دلفین همش احساساتی راجع قاتل داره و می گه قاتل امشب می خواد بره سراغ گریر و زنانش که بش و افرادش می رن اونجا تا نزدیک صبح خبری نمی شه. افراد بش دارن می رن که لیث کت اش را جا می گذاره و گریر سنجاق سینه ی کلود را می بینه و لیث می گه این یک رابطه ی جدیده. گریر می خواد بره بیرون که یک مرد بهش حمله می کنه که بش نجاتش می ده اما اون قاتل نبوده. بعد قاتل به دلفین حمله می کنه و خشمش را به دلفین انتقال می ده . دلفین یک ان به بش حمله می کنه که بش کنترلش می کنه و اون ارام میشه. دلفین می گه من ممکنه به تو اسیب بزنم و بهتره من برم اما بش نمی گذاره و می گه باید کنارم بمونی. یک سری از سران اسکاتلندی بچه های اسکاتلند را می ارن پیش مری که دارن از قحطی می میرن و مری سریع ترتیب ازدواجش با کارلوس را می ده و برای هدیه ی ازدواج از کارلوس غلات برای کشورش می خواد و کارلوس هم این را اعلام می کنه. کلا قاط زده این کارلوس. از طرفی مشخص می شه که پشت قضیه متهم کردن کاترین همون کاردینال بوده که در لحظه ی اخر نشون داد ولی کسی نمی دونه. نکته ی بعدی اینکه گریر بارداره اما لباس های گشاد می پوشه و فعلا نگذاشته کسی بفهمه و ظاهرا بچه ی لیث است.

نویسنده : بازدید : 22 تاريخ : پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 12:59

فهرست وبلاگ