خلاصه ی قسمت 35 ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    اول بگم که یکی از پرهیجان ترین قسمت ها بود.

    پلییسها از مرگ یوسف شوکه شدن و پسر یوسف گوکهان به سمت سارپ حمله می کنه. سارپ را می برن اداره ی پلیس با نقشه ی جلال و مرت ، داوود به دیدن گوکهان می ره و می گه سارپ یک پلیس فاسد بوده و با این کار از زیر جرم قتل پدرت در می ره. گوکهان می ره تماس های گوشی پدرش را چک می کنه که می بینه نوشته شده به حسابت می رسم سارپ و شک می کنه به سارپ. همه ی اطلاعات محرمانه که نشون می داد سارپ پلیسه را پاک می کنه و پرونده ی سارپ در گاوصندق پدرش را اتش می زنه. الیاناک و قدرت از ماشین حمل زندانی سارپ را نجات می دن و سارپ می شه بلای جان جلال و قرارگاه داوود و ماشین های جلال را اتش می زنه. سارپ به جلال زنگ می زنه و می گه که جوشگون زنده است و من برادرم از طریق اون پیدا می کنم. جوشگون به مرت زنگ می زنه و با مرت قرار می گذاره که جلال می رسه. درگیری به وجود می اد و به مرت شلیک می شه در واقع جوشگون بهش شلیک می کنه اما مرت ضد گلوله پوشیده و جوشگون را قبل از شلیک به جلال می کشه. توی بغل جلال گریه می کنه که من به خاطر تو نمی تونم دیگه خانواده ام را پیدا کنم. اما صحنه ی طوفانی اخر قسمت که همه را شوکه می کنه سارپ و مرت روبروی هم قرار می گیرند و سارپ به مرت می گه تو یک نفوذی هستی که مرت می گه اره هستم و بعد هم را بغل می کنن  و به هم برادر می گن . جوشگون را هم نشون می دن که زنده است و به سمت سارپ ومرت می رود.

    ( به نظرم از اول مرت هم نفوذی پلیس بوده و پلیس دو نفوذی داشته . همه از اخر این قسمت شوکه هستند و منتظر امشب که در ترکیه کانل شو تی وی قسمت بعد را پخش کنه. )

    نویسنده : بازدید : 25 تاريخ : پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 12:59
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها