خلاصه قسمت های 15 و 16 فصل دوم یا 37 و 38 سریال سلطنت | بلاگ

خلاصه قسمت های 15 و 16 فصل دوم یا 37 و 38 سریال سلطنت

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

مادر مری برای خاکسپاری برادرش به فرانسه می اد. توی نوشیدنی اش چیزی می ریزه که لولا می رسه. مادر مری با لولا قاطی می کنه که تو ندیمه ی دخترم بودی و با شوهرش بهش خیانت کردی. بعد از رفتن مادر مری، لولا نوشیدنی را سر می کشه و حسابی قاطی می کنه. فرانسیس می خواد پسرش را نامزد دختر یکی از دوک ها بکنه. لولا که حسابی قاطی کرده به بچه نوزاد دوک گیر می ده که چقدر زشته و چه قیافه و گوش هایی داره و اونها ناراحت می شن  واز طرفی به نارسیس پیشنهاد می ده که باهاش باشه که نارسیس قبول نمی کنه. مادر مری اصرار داره که مری بچه دار بشه ولی مری نمی تونه با فرانسیس باشه و به فرانسیس می گه که تو ازادی که هر رابطه ای داشته باشی من نمی تونم با تو باشم. مادر مری هم رو به مرگه و مری تصمیم می گیره با لویی به اسکاتلند بره و اونجا حکومت کنه. از طرفی انتوان برای زن بش نقشه می چینه بهش پول می ده تا جشنی را تدارک ببینه دیر می شه و کنا نمی تونه برگرده خونه بهش می گه من یک پیک می فرستم و به بش خبر می دم بیاد پیشت که این پیک را نمی فرسته. بش قاطی می کنه و در جشن کنا را در حال رقص با انتوان می بینه وقاطی می کنه. انتوان به کنا می گه زنم بیماره داره می میره و می خوام بعد از مردنش با تو ازدواج کنم .کنا هم وسوسه می شه و او را می بوسه اما بعد ناراحت می شه و عقب می کشه. کنا در نامه ای به زن انتوان اون را دعوت به فرانسه می کنه و می بینه زن انتوان بارداره و همه ی اینها نقشه ای برای ازار بش و انتقام از او بوده. از طرفی یک مهمانی ترتیب دادن و همه ی اشراف زاده ها دخترهاشون را اوردن تا به فرانسیس نشون بدن. در این میان خواهر زاده نارسیس به بهانه ای فرانسیس را به اتاقی می کشه و می بوسش وباهاش عشقولانه می کنه. مری هم به بهانه ی رفتن به صومعه با لویی می ره توی یک کلبه و هم را می بوسن. فردا صبح یک زن این دو را می بینه که مشخص میشه از طرف برادر لویی است. در واقع ملکه الیزابت انگلیس هم از لویی خواستگاری کرده و انتوان می گه اگر به سمت اون نری من ، تو و مری را به فرانسیس می گم تا گردن شما زده بشه. به لویی می گه که مری زنی بی وفا است که یک سال نشده به شوهرش وفا نکرده و دم دمی مزاجه و سرت را به باد می ده. مری به قصر برمی گرده وفرانسیس بهش می گه که تو را ازاد می کنم که با لویی باشی اما اگر کسی بفهمه تو اعدام می شی مواظب باش. مری و لویی دیدار می کنن و مری حرف فرانسیس را می گه و لویی به مری شک می کنه وبه حرف برادرش می رسه که مری دم دمی مزاجه و ممکنه هر لحظه ولش کنه و به فرانسیس برگرده. فرانسیس هم که به پیشنهاد لولا به مری گفته بوده که دیگه ازاده می خواد به لولا نزدیک بشه که لولا قبول نمی کنه و می گه ما هر دو دوستان مری هستیم و تو هنوز مری را دوست داری. از طرفی لویی با نماینده ی الیزابت دیدار می کنه و می گه که من شنیدم ملکه ی شما بسیار زیبا است و در واقع به انگلیس چراغ سبز نشون می ده. انتوان برای تلافی کار کنا که زنش ر اانجا کشیده بود نامه ی کنا را روی میز بش می گذاره و کنا به بش اعتراف می کنه که قصد داشته با انتوان بره و زنش بشه. بش هم می گه دیگه رابطه ی ما تمامه. گریر هم به زنان توی میخانه اصول روابط با مردان و پول دراوردن را یاد می ده که لیث پیداش می کنه و بهش می گه شوهرت تا اخر عمرش زندان می مونه و بعد لیث و گریر هم عشقولانه می شن. 

...
نویسنده : بازدید : 35 تاريخ : يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:59