خلاصه ی قسمت های 13 و 14 فصل دوم سلطنت یا 35 و 36

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

در این قسمت ها کاترین روی دست هاش و بدنش یک سری لک می بینه که فکر میکنن بیماری سفلیس است و کاترین از شوهرش گرفته. نارسیس به کاترین می گه که شاید واقعا تو به یک وسیله ی سمی دست زدی که کاترین می فهمه که انجیل شوهرش سمی شده بوده و حتی جنون شوهرش هم به خاطر سمی بوده که به انجیل زده شده بوده و به تدریج باعث مرگ شوهرش شده. دستور تحقیق می دن. از طرفی برادر لویی به نام انتوان به فرانسه امده و می گه که همه ی پروتستان های فرانسوی ریختن توی کشور من و من نیاز دارم که فرانسه به من کمک مالی کنه. از طرفی نارسیس به فرانسیس می گه که ملکه الیزابت انگلیس می خواد انتوان و کشورش را به سمت خودش بکشه و شما باید زودتر وارد عمل بشید که فرانسیس کمک می کنه که به برادر لویی کمک مالی بشه. از طرفی انتوان به لویی می گه که بش به دستور پدرش باعث زخمی شدن و قتل برادر بزرگشون شده و باید از اون انتقام بگیره و برای حرص دادن بش سعی می کنه به کنا نزدیک بشه که این باعث خشم بش می شه. یک فرد در روستا می گن که از گور بیرون امده و مردم به دنبالش هستند که بش اون مرد را پیدا می کنه که به دورش کفن پیچیده و تعریف می کنه که بیهوش شده و یک زن اون را رهایی داده و از قبر بیرون کشیده. مردم بهش حمله می کنن و اون مرد را می کشن. دایی مری به دیدنشون می اد و می خواد یک جوری مخ کاترین را بزنه و خودش را بهش نزدیک کنه. فرانسیس و اطرافیانش به لویی مشکوک هستند که اون شاه هنری را با انجیل مسموم کرده و مری به لویی نزدیک می شه و می گه که نمی خوام دیگه با لولا در ارتباط باشی و لویی را به عشق خودش امیدوار می کنه. بعد تصمیم می گیرن که همه چیز را رو کنن و می گن که ما به تو لویی مشکوک هستیم. بعد نارسیس با مدرکی می اد که دایی مری مسئول کشتن شاه هنری است و به دستور کاترین دایی مری کشته می شه. اما بعدا مشخص می شه که همه ی اینها نقشه ی برادر لویی بوده تا انتقام برادرش رااز شاه هنری بگیره. مری کمی به فرانسیس نزدیک می شه ولی نمی توانه این نزدیکه ر ازیاد تحمل کنه و به فرانسیس می گه که من دیگه نمی تونم به تو نزدیک بشم و یک خانواده معمولی بشیم و تو می تونی یک رابطه ی باز داشته باشی مثل همه ی پادشاه ها. فرانسیس به نزد لولا می ره و می گه که می خوام پیش تو و پسرم باشم و برای پسرم پدری کنم و کم کم گویی داره زمینه ی نزدیکی فرانسیس به لولا فراهم می شه. از طرفی لولا و کنا می رن توی شهر دنبال گریر که همه ی ثروتش را دربار گرفته و اون را داخل یک می خونه پیدا می کنن وبهش پول می دن و می گن بهتره تو ندیمه ی یک زن خارجی بشی که گریر قبول می کنه. یک مرد توی می خانه به گریر پیشنهاد می ده که گریر یکی از زنان انجا را بهش پیشنهاد می کنه. فردا صبح گریر می ره پیش یک لیدی خارجی تا بانوی همراهش بشه که اون زن می ره و می گه مردی که تو به من پیشنهاد دادی تمام موهای من را کوتاه کرد و من دیگه نمی تونم کار کنم. اون لیدی هم گریر را به عنوان بانوی همراهش قبول نمی کنه. از طرفی لویی دوباره به مری ابراز عشق می کنه و مری می گه من یک ملکه هستم و نمی تونم مثل پادشاه روابط بازی داشته باشم و باید به وظایفم عمل کنم. بش هم تصمیم می گیره که یک جوری به کنا فرصت بده تا اون عشقش را ثابت کنه.

...
نویسنده : بازدید : 46 تاريخ : يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:45

close
تبلیغات در اینترنت