اتفاقات مهم در اینده سریال کوسم سلطان یا ماهپیکر

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

 اتفاقات مهم آینده ... دیدیم که پرنسس فاریا به مراد گفته بود که عاتیکه سلطان(عتیقه😂)به خاطر مصطفی صلاحدار پاشا خودشکی کرده بود با زهر که فاریا می سه نجاتش میده.. سلطان هم میترسه.. با اینکه گوهر خاتون سلطان و صلاحدار اعتراف میکنن به عشقشون اما سلطان میگه که باید که گوهرخان با مصطفی کمانکش آقا ازدواج کنه  (یچزی این وسط.. خود کوشم  میخواست که گوهر خاتون با اباظته محمد پاشا ازدواج کنه که سلطان رد میکنه حرف والدش رو) از ایران هم سوگلی فرستادن برا سلطان(صفویه{به گفته خود ترکها عجم} باعثمانی کلااز زمان سلطان سلیم اول پدره سلطان سلیمان دشمنن🔫😱) اسم خاتون صنوبره... و کلا صنوبر رومخ فاریا هست😂 کارهای گلبهار روشد و بعد کلی بالا پایین سلطان حکم اعدامش😱  صادرکرد گلبهار هم عایشه سلطان رو با لو میده که بخاطر حامله بودنس حکمش به تعلیق میوفته اما حصر خانگی میشه(تو اتاق زندونیش میکنن🔐 ) شازده بایزید با کمک دوستاش به مادرش توزندان زهر میده😱زهر میده و با کمک سینان پاشا خودکشی گلبهار سلطان صحنه سازی میکنه😱  قبل از این هم شاهزاده قاسم بخاطر ماجرا {علانورخاتون} و زندانی حبس شدنش تو اتاق عموش از بیزید متنفرشده بود یک نفر به پا براش گذاشته بود تا سرازکارهای بایزید دربیاره و پیش والدش ماهپیکر چقولی کنه.. گلبهار میبرن خونه عشق مخفی بایزید.. اونم میخواد مادرش بعدا فراری بده یک جای دور.. چند ماه بعدنزدیک زمان عروسی عتیقه وگوهرخاتون سلطان کمانش آقامیره به کوشم میگه که سلطانمون عاشق صلاح داره..منم همینطورعاشق یکی دیگه ام(یجورایی به عشقش به کوشم اعتراف میکنه😱)روز عروسی کوشم میره پیش گوهرخان میگه عشق همش باعث عذاب و ناراحتی میشه به من نگاه کن چه برسرم اومدعاشق بودم اما....توبایدقوی باشی مثل من، نبایداحساسی برخوردکنی نزارعشق زندگیتوخراب کنه و....بعدگوهرخان میره میلینه عاتیکه خوشحال توجشن نشسته و داره با داداش سرورش گل میگه گل میشنوه.. میره ازاتاقش خنجر میگیره 😢 به والده و برادرش میگه من همیشه مطیع اوامرشمابودم اماشمافقط به فکره خودتون بودیدحتی یک لحظه هم به من فکرنکردید اجازه ندادید من خوشبخت باشم و....🔪(یعنی خیلی خودخواهید )و.... قصرتوماتم عزا،شوک فرومیره    کوشم هم سرمزاربرا[مراد]تعریف میکنه که پدرت مریضی سختی گرفته بود یک خاتون پیداکردیم گفت؛ شفاش دسته منه اما به جاش کلی تاوان پس میدی و.... مرگ جگرگوشه هاتو با چشم میبینی😱الان اگه هربلایئ سرمامیادبخاطرخودخواهی های تو[مراد😡....  عاتیکه میگه خیلی ناراحتم..ابراهیم هم به عاتیکه تیکه میندازه خییلی خودخواهی.. توقصرصلاحدارم تائید میکنه اونم میگه مگه فقط تقصیرمنه توهم اگه منونمیخواستی بایدبه سلطان میگفتی..شاید ازش ترسیدی(صلاحدار)میگه بله سلطانم من بخاطر گناهم توقصره شماهستم....اون شب هم بچه عایشه سلطان به دنیامیاد دختره اسمش[مرات] میزاره اسمهان کایا سلطان.. بچهاشو میارن اونم خوشحال میشه.. الکی بهش میگن که م یفرستنش اما مرات به صلاحدار میگه کمی که از قصر دور شدن اعدامش کنم بنده خدا صلاحدار میگه رحم کنید به مادره فرزندانتان اما مرات دیونه گوش نمیده.. فاریا تواتاق بوده میشنوه یکروزیواشکی میره اتاق صلاحدارحکم حکومتی اعدام عایشه روپیدامیکنه.. میره پیش عایشه دوباره باهم دعواشون میشه اونم بهش میگه قراره اعدام بشی😱عایشه هم میره از سلاحدارمیپرسه😢 اون بنده خدا هم تفره میره

نویسنده : بازدید : 41 تاريخ : شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:40

فهرست وبلاگ