خلاصه ی قسمت های 9 و 10 سریال سلطنت فصل دوم یا به قولی 31 و 32 | بلاگ

خلاصه ی قسمت های 9 و 10 سریال سلطنت فصل دوم یا به قولی 31 و 32

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

جنگ بین پروتستان و کاتولیک شدت گرفته و مری پیشنهاد می کنه که لوییس با کلود خواهر فرانسیس ازدواج کنه که این ازدواج به نظر کاترین خوب نیست اما فرانسیس موافقت می کنه. لوییس هم به خاطر مری موافقت می کنه و می ره مخ کلود را می زنه تا کلود قبول کنه. از طرفی نارسیس هم می ره به کلود پیشنهاد می ده اما کلود پیشنهاد لوییس را قبول می کنه. فرانسیس و بش می رن که مونتکومری را پیدا کنن که همون مردی است که فرانسیس لباسش را پوشیده و پدرش را با اون اسم کشته بود. اون را پیدا می کنن و اون زیر نامه ای که اعترافش بوده به قتل پادشاه را امضا می کنه و بش می کشش. از طرفی پروتستان ها به بهانه ی ساخت مدرسه از شوهر گریر کمک می گیرن و به قصر حمله می کنن و وارد اتاق خواب مری می شن و یکی از انها به مری تعرض می کنه. مری با ظرفی به سر یکی از اونها می زنه و فرار می کنه. کاترین متوجه می شه و می گه نباید هیچ کس قضیه تعرض را بدونه و تو باید یک ملکه ی قوی باشی. مری را لباس تنش می کنن و مری می ره توی جمع اعلام می کنه که شورشیان هیچ اسیبی به ما نزدن. فرانسیس می رسه و قضیه ی تعرض را می فهمه و مری نمی گذاره بهش نزدیک بشه و دچار بحران های روحی می شه. فرانسیس پروتستان های زیادی را زندانی می کنه تا فرد متعرض را پیدا کنه که یکی از انها شوهر گریر است. لیث می ره پیش فرانسیس و می گه من یک بار جانت را نجات دادم و در قبال اش یک چیز می خوام و اون نجات جان شوهر گریر است. اخی این لیث چقدر گریر را دوست داره. خلاصه لرد ازاد می شه و گریر می گه دست بچه هات را بگیر و برو یک جای دور من توی قصر می مانم که فکر نکنن تو برای همیشه رفتی . و لرد به گریر می گه که امیدوارم جدایی مون زیاد طول نکشه. از طرفی یکی از کسانی که به پروتستان ها پول می داده را دار می زنن و لوییس و مری می رن پیش زن اون مرد. مری اسم متجاوز را به اون زن می گه و زنه به مری می گه که قرار بود شوهرم برای فرار اونها توی یک کلبه پول بگذاره. مری و لوییس می رن و اون مرد به مری می گه که من از تعرض به تو ناراحت نیستم . مری فانوسی که دستش است را روی مرد می اندازه و مرد می سوزه و کلا همه ی اون افراد در کلبه می سوزن. لوییس برای مری خیلی نگرانه و دلداری اش می ده. مری می گه من فکر می کردم که با مردن اونها راحت می شم اما این طور نیست. مری به فرانسیس می گه که تو از اول باید ماجرای قتل پدرت را به من می گفتی و بهتره ما فقط به صورت اسمی زن و شوهر و ملکه و شاه باشیم و دیگه باهات کاری ندارم. فرانسیس می گه من عاشقتم و هر کاری برای تو می کنم. از طرفی کاترین همش دو قلوش که کلود کشته بوده را می بینه و اونها می گن که یا کلود را می کشی یا خودمون دست به کار می شویم. کاترین با کلود صحبت می کنه و شربتی را وارد دهانش می کنه که به نظر زهراگین می رسه. بش کلود را می بینه که داره تو تب می سوزه و بغلش می کنه می بره پیش دکتر. شب کاترین توی تختش شوهرش را می بینه که شوهرش می گه که دوست داری من برگردم که کاترین می گه بله و بعد هم را می بو سند و عشقولانه می شوند. لوییس برای مری یک نامه می گذاره  ومی ره و مشخص می شه که لوییس عاشق مری شده بوده.

...
نویسنده : بازدید : 18 تاريخ : دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:46