کارا سودا 66

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

خلاصه قسمت66سریال

#karasevda 

نوشته هانیه

پارت اول

نیهان و کمال توخونه هستن و نیهان میگه باید صبر کنیم تا چایی دم بکشه ولی برا بغل کردن نیازی به صبر نیست. کمال:من اجازه نمیدم کسی مارو از هم جدا کنه. که در خونه رو میزنن و درو باز میکنن میبینن پلیسه و به نیهان میگن بخاطر به خطر انداختن جون ادما شمادستگیری. کمال:این یه نقشش امکان نداره. نیهان میگه جلو بچه اینکارو نکنید بچه میترسه. ولی ملیس گوش نمیکنه و میگه باید بریم. نیهان دنیزو داد ب کمال که یاد حرف امیر افتاد که گفته بود اگه تو رو یبار دیگه با کمال ببینم دنیزو ازت میگیرم بعد ب کمال میگه همه ی اینها کار امیره که مارو از هم جدا کنه.کمال هم میگه نمیزارم.

امیر زنگ زد به اسو گفت حالا نوبت توء و اسو هم میره پیش مرجان میگه از نیهان شکایت دارم. ماشین پلیس و کمال باهم میرسن به چراغ قرمز بهد نیهان و کمال میگن هیچکس مارو نمیتونه از هم جدا کنه بهد کمال به زهرا زنگ زد گفت نزار نیهان تو زندان بمونه و به خانوادش چیزی نگو. اسو به مرجان گفت مدارکی برای متهم کردن نیهان درباره معدن اوردم مرجان گفت من تو بخش جناییم و باید بری جای دیگه. اسو میگه بخاطر پرونده های قدیمیمون فکر کردم اینم انجام میدی مرجان میگه پلیس خانوادگی نیستم ولی راجع به پروندت درست میگی و من حواسم بهت هست اسو میگه چرا مرجان میگه طوفان براتو کار میکرد ولی مرداسو میگخ متاسفم مرجان:من دیگه مطمعنم. اسو که رفت مرجان ب ادم گفت که ببینه تو قسمت مال چه شکایتی میکنه. خانواده کمال میرن پیش تارک و زینب به تارک میگه دوروز دیگه عروسیمه و ناراحتم. تارک میگه ناراحت نباش امیر دوست نداره بعد زینب میگه همونطور که دنیز امیرو پدر کرد این بچه هم منو مادر کرد امیرو دوست دارم و نمیتونم فراموشش کنم. تارک میگه ولی برنگرد پیش امیر و میش هاکان باش چون عاشقته واقعا. 

 

لیلا و ایهان رفتن جایی ک بچه های بی سرپرست بودن بعد مسئولش گفت یسری از بچه ها مریضن و لیلا میگه چرا میگه نمیدونم بعد ک میان بیرون لیلا میگه اینجا زیر نظر کوزجوغلو هست حس بدی دارم بهش حس میکنم یچیزی داره اتفاق میفته. زهرا تو اداره پلیس با نیهان حرف میزنه و نیهان میگه اینا زیر سر امیرهست تا مارو از هم جدا کنه زهرا میگه میدونی اگه نتونی بیای بیرون حضانت بچه دست امیر میفته و بعد میگه من هرکار بتونم انجام میدم ک نجات پیدا کنی. امیر اومد اداره ملیس تا دنیزو ببره که کمال میگه نمیدم دخترمو که همزمان مرجان میاد امیر میگه شکایت دارم و مرجان میگه امروز چرا خواهر برادر میاید پیش من شکایت برید جایی ک باید برید. کمال میگه مگه اسو هم اینجا بود مرجان میگه اره و از نیهان شکایت داشت. امیر میگه برام مهم نیس حتی اگه زنم هم خلافی انجام بده بایدتاوانشو پس بدهنیهان امدو کمال دنیزو داد بغلش بعد بچه رو دادن به امیربعد نیهان به مرجان میگه مطمعن بشید که بچه رو میدن به مادرم. مرجان جریان شکایتو به کمال میگه وکمال هم میگه اینا همش تله هست

 

اسو و امیر همو دیدن اسو گفت چ نقشه ای که چی ک نیهان رفت زندان؟ اونارو نمیتونی جدا کنی. امیر درخواست طلاق رو به اسو نشون داد و اسو میگه نیهان امصا نمیکنه چون میدونه که حضانت دنیز براتو میشه. امیر هم میگه انضا نمیخوام فقط میخوام چهره کمال رو ببینم وقتی که اینو ببینه. مرجان اجازه میده نیهان و کمال همو ببینن نیهان میگه بهد مدتها من میترسم این کوزجوغلوها دارن کثافت کاری انجام میدن. کمال میگه زهرا داره کاری میکنه که ازاد بشی منم ی چیزایی تو ذهنمه. بعد هم یکم حرف میزنن. لیلا میره پیش یکی از بچه های مریض میگه یادت میاد قبل مریضیت چی خوردی ؟ لیلا میگه این سومین بچه ای هست که مریضه و از بچه میگه چیزی نخوردی میکه نه ایهان میگه شیرینی چی اونم میگه نه لیلا میگه با بچه های دیگه دوستین اون میگه اره میگه کاری انجام میدید باهم بچه هم میگه یجایی هست که همیشه باهم میریم. کمال به نیهان گفت که مادرتو لیلا مواظب دنیز هستن و نگران نباش؛ من تورو نه این دنیا نه اون دنیا تنها نمیزارم. امیربا دنیز رسید خونه ویلدان گفت نیهان کجاس امیر کفت تو شرکت کارای دزدکی میکنه ویلدان بهش حمله میبره و میگه دخترمو چکار کردی؟ امیر:به دخترت باید یاد میدادی جلو من واینسته. مرجان نامه طوفان رو به کمال داد و گفت چرا باید طوفان اسو رو بدزده؟از اول هم تو درست میگفتی کمال میگه دنبال این کارو میگیرم ولی اول باید نیهان رو بیاریم بیرون مرجان میگه تو مراقب کارات باش. لیلا و ایهان رفتن جایی ک اون پسره گفت لیلا به ایهان گفت تو به ادمات بگو ببینن اینجا مال کیه؟ زینب دنبال شناسنامه زینب میگرده که قراداد زینب و امیرو پیدا میکنه فهمیمه میگه اون یارو این بهت دادو رفت زینب میگه مامان فهمیه میگه تو ساکت باش و دخالت نکن

کمال رفت پیش اسو اسو ترسید و کمال گفت ترسیدی بکشتمت شما دزدکی جکار میکنید؟اسو میگه کاریک انجام دادم که وظیفمه. کمال میگه تو رفته بودی معدن؟اونجا رو تعطیل کرده بودیم اسو میگه من همچین چیزی نگفتم. گمال میگه چیزی که باید میفهمیدم رو فهمیدم. به زهرا زنگ میزنه میگه پرونده نیهانو بفرست برا زهیر. اسو به امیر میگه من رفتم معدن ببینم چکار میکنید چقدر پول دست میدادید. امیر میگه اگه کمال بفهمه اسومیگه فهمید. ادم لیست حسابهای اسو رو اورد و معلوم شد به حساب گورجان پول ریخته. مرجان خوشحال میشه از کشفش. به ادم میگه مکالمات گورجان رو کی میتونیم داشته باشیم ادم هم میگه تا یساعت دیگه. زهراطلاق نامه رو داد به نیهان و نیهانم پارش کرد و گفت طلاق نمیگیرم. فهمیه رفت پیش امیر گفت دست از سر دخترم بردار وگرن میکشمت. امیر زنگ زد به زینب تا ببینتش زینب میگه الان نمیتونم و برا فردا قرار میزارن. 

ایهان میفهمه کسی ک مالک زمینه توی معدن کارمیکنه قرار میشه برن و اون مردو ببین. آدم های گالیم بهش میزنگن و میگن که لیلا و ایهان اومده بودن درباره زمین تحقیق میکردن. گالیپ هم میگه حواستون باشه به اون ادم چون شناخته شده. مژگان میره پیش اسو میگه میشه اینجا بمونم اونم میگه اره. لیلا زنگ زد به کمال تا قضیه رو بگه ک کمال گفت نیهانو گرفتن. مرجان رفت پیش نیهان و نیهان گفت هیچیزی باعث جدایی ما نمیشه. امیر رفت خونه و فهمید مادرش رفته پیش اسو میزنگه میگه مادرم منو ترک کرده اونم میگه اینجوری بنظر میاد... کمال یک شهادت های توی پرونده میبینه و میره از کارکنا و میپرسه کی میومد اینجا و اونام گفتن ی زنه وقتی عکس اسورو دیدن گفت درسته این بود کمال گفت اخرین بار کی اومد گفتن یکشنبه کمال فهمید بعد جلسه و قبل دستگیری نیهان بوده. کمال میگه شهادت میدید اونام میگن اره. کمال میره ب امیر میگه من همه چیو میدونم و با شهادت کارمندا اسو میره زندان و نیهان ازاد میشه. امیر میگه من کارام درسته حتی اگه زنم‌گناهکار باشه گزارش میدم من قهرمان این قصم. 

@karasevdairan

زهرا رفت پیش نیهان گفت معلوم شده ماجرا چی بوده و تو ازاد میشی و بهش یه پرونده نشون میده و میگه به جریان افتاده. همه منتطر نیهانن ک ویلدا از حصور کنال ناراحته لیلا میگه از کمال ناراحت نباش چون اون عاشقه دخترته بهد لیلا میره و کمال میاد پیش ویلدان میگه متاسفم.. نیهان اومد بیرون و کمال بغلش کرد ادم امیر عکس گرفت مرجان میبینه ب کمال پیام میفرسته میگه دارید تعقیب میشید مواظب باشید. کمال و نیهان سوار ماشین میشن کمال برا نیهان شکلات گرفته نیهان میگه قهرمان منی. نیهان میگه منو ببر خونه کمال میگه خسته شدم از اینک همش بری اونجا بخاطر یه ازدواج رو کاغذ نیهان میگه تموم میشه. زینب رفت پیش امیر و امیر گفت میخوام نیهانو طلاق بدم. زینب میگه بهرحال برادرم اونو نجاتش میده امید میگه ازدواج نکن زینب نیگه مس همین امروز نیهانو طلاق بده امیر:ا من نخواه زینب: پس با هاکان ازدواج میکنم و کلی حرف میزنن.. نیهان درخواست طلاقشو به امیر نشون داد وگفت طلاق میگیریم ولی با درخواست من و به اسارتم خاتمه میدم. امیر میگه طلاق نمیدم و کمالو رو ازت جدا میکنم نیهان میگه ازت نمیترسم. ادم لیست تماس های گورجان رو میاره میده مرجان و میفهمه که همون شماره هم با طوفان در تماس بوده با گورجان هم بوده به ادم میگه پیداش کن. کمال تازه پیام مرجان رو دید. نیهان ب کمال زنگ زد گفت درباره چیزای خوب بحرفیم و بعد درباره اینده میحرفن. امیر خواست بره تو اتاق نیهان دید در قفله گفت گفت منو ب زور واندار. نیهان و کمال میرن خونشون در مورد درست کردن خونه میحرفن. گالیم جریان زمین رو به امیر گفت امیر عصبی شد و گفت چطور تونستی اینکارو کنی گالیم گفت باید لیلا رو ساکت نگهداریم. بعد میگه باید بکشیمش امیر میگه فکرشم نکن گالیپ میگه تو یبار چاقو زدیش امیر میگه خاله نیهانه اگه بلایی سرش بیاد نیهان منو ترک میکنه گالیم میگه اگه اون نمیره من میرم زندان و تو تنها نمیتونی کمال رو شکست بدی. 

کمال رفت عروسی زینب و هاکان. لیلاهم داره به مرونده رمین رسیدگی میکنه که ایهان میگه اون صاحب زمین ها پوششه برا کسی دیگه. گالیپ عکس لیلارو میده دست ادماش و میگه مواظبش باشید و اگه لازم شد کارش رو تموم کنید. لیلا با مسئول اسناد حرف میزنه و میگه من این اطلاعات سند رو میخوام .

@karasevdairan

کمال تو عروسی میره میگه میخوام با زینب تنها حرف بزنم قبل عقد میگه زندگی کوتاهه مجبور نیسی وقتی دوستش نداری ازدواج کنی. بعد تو عقد بله میگه ولی هاکان میگه نه.(فلش بک میزنه که نشون میده که برادر هاکان رو ادمای امیر دزدیدن بعد میگه خواسته امیدگرو که تو مراسم نه میگی و تو جمع میگی ک اون بچه من نیست و اگه نگی برادرتو میکشم). 

پارت سوم

کمال میپرسه چرا اینکارو کردی هاکان میگه متاسفم ولی بچه برا امیره حسین میشنوه و حالش بد میشه کمال میگه بعد راجع بهش باهات میحرفم. حسین میگه ولش کن حق داره زینب نیگه بابام دیگه نمیبخشتم و میره بیرون میبینه امیر تو ماشین منتظرشه. امیر میگه سوار شو زینب نیگه همش تقصیر تو بود امیر میگه باید بهم گوش میکردی و زینب رو سوار ماشین میکنه. لیلا دنبال میدا کردن اون مریضیس ک پرونده رو بهشون نمیدن لیلا میگه قدیمم تحقیقاتی بوده نتیجه اونارو میخوام ک نمیدن بهش. وقتی لیلا رفت رییس میره پیش گالیپ و میگه هیچی نگفتم. یکی از کارمندای زن میاد میگه پرونده هست برات میارم اما شرطی دارم که به کسی نگی اونم میگه نمیگم و قرار میزارن ک فردا برا لیلا بیاره مدارکو.

@karasevdairan 

حسین عصبیه میگه همتون میدونستین ب من نگفتید من دیگه دختر ندارم. امیر و زینب باهمن زینب میگه خسته شدم انقدر نیهان شنیدم. برنده بازی منم. هاکان با برادرش حرف میزنه و میفرسته ک بره خونه پدریشون. کمال و نیهان تو اون خونه هستن و نیهان شام درست کرده و باهم میخورن از این طرف هم ادم امیر خبر میده ب امیر و اونم عصبی میشه و اون دوتام دارن عشق بازی میکنن بعد امیر به ادمش میگه میخوام کمال نفسای اخرشو بکشه و بعد کمال و نیهان رو نشون داد ک خونرو رنگ میزنن از اون طرفم لیلا رفت میش زنه و زنه هم از لیلا قول گرفت ک کاری کنه مسببین این کار مجازات کنه گالیپ میفهمه میگه زن رو تعقیب کنید بعد خودش میره پیش لیلا به لیلا نیگه چیزای تو پرونده رو فراموش کن لیلا میگه نمیتونم گالیپ پرونده رو برمیداره لیلا نیگه بردار ولی من برا رسواییت راهی پیدا میکنم. بعد گالیپ ب ادماش میگه تمومش کنید. به نیهان از فروشگاهی ک رنگ خریده بود زنگ زدن گفتن بیا سفارشتو ببر نیهانم رفت. کمال رو بیهوش میکنن ک نیهان میفهمه برمیگرده خونه ک خونرو اتیش میزنن بعد از اون طرف هم لیلا داره میره پیش ایهان که بهش تیر میزنن. نیهان میره تو خونه امیر داره تماشا میکنه ک نیهانو میبینه میره جلوشو بگیره ک هاکان میاد جلو امیرو میگیرا روش اسلحه میکشه امیر میگه الان وقتش نیس هاکان میگه باید تقاصشو پس بدی. صدای شلیک میاد و نیهان تلاش برا بهوش اومدن کمال میکنه که خودشم بیهوش میشه و کنار کمال میفته

پایان قسمت66

@karasevdairan

نویسنده : بازدید : 26 تاريخ : پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:28

فهرست وبلاگ