خلاصه ی قسمت های 18 و 19 سلطنت | بلاگ

خلاصه ی قسمت های 18 و 19 سلطنت

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

لولا با لرد ازدواج می کنه ولی به نظر می رسه که لرد همش به فکر پول لولا است چون همش منتظر جهیزه ی لولا است و لولا به نماینده ی پدرش می گه فعلا صبر کنه و چیزی به نام شوهرش نکنه. از طرفی کاردینال ها امدن تا با شاه هنری صحبت کنن و شاه هنری هم که کلا قاطی کرده مری و فرانسیس می رن و با کاردینال صحبت می کنن و نمی گذارن به دیدن شاه بره. ملکه کاترین حسابی از دست پنه لوپه به ستوه امده و به کنا که هنری همش اذیتش می کنه پیشنهاد همکاری می ده. کنا به پنه لوپه میگه که هنری را به صلیب بکشه و باهاش عشقولانه بشه که اون هم این کار را می کنه که کاترین با یکی از کشیش ها وارد می شه و اون کشیش می گه که این کار گناهه و هنری یکم متنبه می شه و پنه لوپه را بیرون می کنه. پنه لوپه اول به کاترین می گه که بارداره اما بعد مشخص می شه دروغ گفته. کاترین اون را می فرسته تا اموزش ببینه و با عشوه و لوندی و روابط مختلف از دهان افراد سیاسی حرف بکشه و به کاترین خبر بده. برادر ناتنی مری به نام جیمز به دیدن مری می اد و می گه که تو باید به اسکاتلند بیای. این خطر وجود داره که پروتستان ها به مادرت حمله کنن و بخوان اون را از سلطنت خلع کنن. فرانسیس به یکی از افراد جیمز مشکوک می شه و از اون سکه های انگلیسی پیدا می کنه. اون را تحت شکنجه قرار می ده و با شکنجه و رشوه دادن بهش می فهمه که قرار بوده مری را بکشن. مری می خواد بره اسکاتلند که فرانسیس دستور دستگیری مری را می ده و برای یک مدت در قلعه زندانی اش می کنه که خیلی قلب مری می شکنه. مشخص می شه که پروتستان های مخالف قلعه مادر مری را محاصره کردن . مری می خواد بره مادرش را ازاد کنه که فرانسیس می گه من خودم سرباز می خرم و می روم. در این میان عمو یا دایی مری است که فرانسیس بهش قول می ده که اگر باهاش همکاری کنه وقتی شاه شد اون را به پست دلخواهش می رسونه. هنری بی خبر از ملکه و فرانسیس یک ارتش برای جنگ را به کلی محلی در انگلستان می فرسته و فرانسیس تصمیم می گیره که به کمک ارتش پدرش بره و با سپاهی که درست کرده می خواد به کلی بره و این مری را ناامید می کنه و به فرانسیس می گه که هرگز به من قولی نده که نمی تونی عمل کنی و مراقب خودت باش و به دوستاش می گه که بعد از برگشت فرانسیس باید یک کاری بکنم . فرانسیس همش به فکر منافع فرانسه است و اسکاتلند را فراموش کرده. از طرفی اون تاجر فلفل که عاشق گریر شده بوده با پدر گریر دیدار می کنه. اولش پدرش می خواد گولش بزنه که روی معدن های خالی اش سرمایه گذاری کنه که تاجر می گه من تحقیق کردم و وضعیت معادن را می دانم. می گه من از گریر عشق می خوام نه جهیزیه و تعهد می کنم که هر وقت خواهر های گریر بخوان ازدواج کنم بهشون پوول خوبی بدن تا جهیزه ی خوبی برای عقد با افراد ثروتمند داشته باشن به شرطی که اونها با عشق ازدواج کنن نه با زور شما. بعد یک قرارداد ازدواج به گریر می ده و به او می گه که تو می تونی راجع ازدواج خواهرهات تصمیم بگیری. از طرفی بش ، فرانسیس و مری را در حال بوسه می بینه و میره پیش زن خودش و اونها هم عشقولانه می شن و به هم قول می دن که در کنار هم همه چیز را فراموش کنن و فقط به هم فکر کنن. این قسمت با سانسور شدید پخش خواهد شد که البته حق هم دارن. از طرفی نوستراداموس و الویا هم عاشق هم هستند که نوستراداموس در  رویا مرگ الویا را می بینه و به کاترین می گه می خوام برم یک جای دور که کاترین تهدید می کنه نزدیک اولویا یک مار پیدا می کنه و نوستراداموس می گه که کاترین عملا داره تهدید می کنه و من نمی تونم اینجا را ترک کنم و اولویا را سوار کشتی می کنه که بره.

...
نویسنده : بازدید : 28 تاريخ : چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:40