خلاصه ی قسمت های هشت و نه سلطنت

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

فرانسیس به مری ابراز عشق می کنه و قراره که با هم ازدواج کنن. ملکه کاترین به مری می گه که نوستراداموس پیشبینی کرده که اگر تو با فرانسیس ازدواج کنی اون می میره و این به خاطر اتحاد دو کشور است از طرفی شاه هنری بهش می گه که باید ادعای سلطنت انگلیس را بکنی تا با ازدواج موافقت کنم که مری موافقت می کنه. مری اشفته به نزد نوستراداموس می ره که اون می گه تا امروز یکی از دوستات می میره. کنا می فهمه که دایانا می خواد پسر خودش را مشروع و پادشاه کنه و می ره این خبر را به کاترین می ده. کاترین میره به دایانا می گه و بهش یک سم می ده که کنا را بکشه. دوست کنا ، ایلی سم ر امی خوره و سرش گیج می ره و یک زن با صورت پوشیده اون را پایین می اندازه که به نظر همون کلاریس است همون موجودی که به مری کمک می کرد. مری با دیدن مرگ دوستش به پیشبینی مطمئن می شه و ازدواج را به هم می زنه و با بش فرار می کنه و در حین فرار به درون یک دره ی پر از اب می پرند. اما انها دستگیر می شوند. مری به شاه هنری که می خواد بش را اعدام کنه می گه پیشنهاد می کنم که بش را مشروع کنید و من هم باهاش عقد می کنم و سه کشور با هم متحد می شه. هنری می گه لازمه ی این کار طلاق کاترین و ازدواج من با دایانا است. ملکه حسابی عصبی می شه و در نهایت این را قبول می کنه اما هنری ملکه را در قصر زندانی می کنه تا به نزد پاپ بره. از طرفی فرانسیس هم همش سعی در قانع کردن مری داره که بیخیال عشقشون نشه. از طرفی کلاریس همون موجود که صورتش را پوشونده یک تیزی درون گلوی نوستراداموس فرو می کنه و به نظر می رسه که اون می میره مشخص نشد. 

...
نویسنده : بازدید : 23 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10

close
تبلیغات در اینترنت