خلاصه قسمت 26 ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

در این قسمت توی زندان سارپ می خواد از جلال برای دادن فیلم اصلی و پیدا کردن جای برادرش باج خواهی کنه که مرت هم همون فیلم را پیدا می کنه  وبه رییس یوسف خبر می ده و ملک هم می شنوه این خبر را. رییس یوسف حرص می خوره که یک وقت سارپ چیزی نگه که قبل از گفتن سارپ، ملک به یکی از زندانی ها زنگ می زنه گوشی را می دن به جلال و خبر ر ا می شنوه. مرت به ایلم زنگ میزنه و می گه سارپ ازاد می شه. مادر سارپ می ره جلوی زندان که سارپ باهاش نمی ره. جلال می ره مغازه و به مادر سارپ می گه که من نمی گذارم بلایی سر پسرت بیاد که مادرش می گه همون طور که شوهرم را به کشتن دادی که جلال قاطی می کنه و می گه همه ی شما بدون من بدبخت هستید. جلال می ره و مادر سارپ با یک چاقو می ره دنبالش که جلال را بکشه که رییس یوسف می رسه و می بره توی مغازه و بهش می گه که سارپ پلیسه و دنبال جلاله و می گه به هیچ کس حتی خود سارپ نگو که می دونی. قاتل اصلی تحسین را مرت می خواد بگیره که هولیا یکی از افراد هاندان اون را می کشه و اون قبل از مرگ به مرت می گه که قدرت می دونه که جلال توی پلیس نیرو داره. یک کیف مدارک است که به صاحب یک کاباره می دن و قرار اینه که افراد جلال برسن کیف را بگیرن و جلال بره اون را به خبرچینش در پلیس بده و ازش عکس بگیرن و خبرچین جلال لو بره اما جلال زودتر نقشه ی قدرت را می فهمه و سر قرار داوود می ره کیف را از جلال می گیره و قدرت با دیدن عکس ها شوکه می شه که جلال و افرادش می ایند. قدرت را داخل یک تابوت می اندازن و زنده زنده درب تابوت را می گذارن و روش میخ می زنن و دفنش می کنن. این قسمت لحظه ای که مادر سارپ می فهمه که پسرش پلیسه خیلی احساساتی و خوب بود.

تنها دو قسمت مونده تا به پخش اورجینال برسیم که سعی می کنم این دو قسمت را بنویسم و هفته ی بعد با پخش اورجینال براتون خلاصه بگذارم.

نویسنده : بازدید : 21 تاريخ : شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

فهرست وبلاگ