قسمت 28 سریال ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

مادر سارپ می ره پیش قدرت و با قدرت صحبت می کنه و می گه نرمین می گفت که تو خیلی خوش قلبی و بعد زنگ می زنن و مصطفی با بچه صحبت می کنن. مادر سارپ یواشکی گوشی اش را به مصطفی می ده و بعد به نزد جلال و سارپ می ره و خبر می ده اونها هم ردیابی می کنن و مصطفی زنگ می زنه و با سارپ صحبت می کنه. سارپ و مرت با هم می رن اما می بینن که مصطفی را بردن و گوشی اونجاست. می رن توی سطل زباله می بینن که مصطفی روی یک ظرف براشون پیغام گذاشته و می دن ازمایشگاه تا پیدا کنن پیامش رو. سارپ و مرت می رن توی یک کشتی که مصطفی اسمش را برده بود و اون را نجات می دن. مورات جلال را تهدید کرده بود که اگر می خوای پسرت زنده باشه باید بری پیش رییس یوسف و همه ی جرم هات را اعتراف کنی و حبس ابد بگیری و اینجوری تنبیه بشی. سارپ می گه ما می ریم بچه را نجات می دیم اما به جلال خبر نمی دیم تا اعتراف کنه. جلال موقع ازادی مصطفی برای اعتراف رفته بود که سارپ می پیچونه و نمی خواد زنگ بزنه و می گه می خوای جلال را سورپرایز کنیم که مرت یواشکی به جلال زنگ می زنه و می ده به مصطفی و جلال خوشحال می شه اعتراف نمی کنه و می اد بیرون.

دوستان به پخش ترکیه رسیدیم. این سریال هر هفته دوشنبه ها ساعت حدود نه ونیم از شبکه شو تی وی ترکیه پخش می شه که سعی می کنم ببینم و براتون خلاصه بگذارم

نویسنده : بازدید : 33 تاريخ : شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

فهرست وبلاگ