قسمت 21 و 22 سریال ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان | بلاگ

قسمت 21 و 22 سریال ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

مرت از پشت دیوار داره دیدار سارپ و رییس یوسف را می بینه و به جلال زنگ می زنه و می گه ولی رییس یوسف سریع متوجه می شه و بعد به صورت صوری سارپ را دستگیر می کنه. سارپ می گه پول ها را که پسرت اورده بود و برای پلیس بود را پیدا کردم که پشت ماشین است و خون یاشار هم رویش است. سارپ روز بعد ازاد می شه و این جلال را به شک می اندازه و می خواد هم سارپ و هم مرت را ازمایش کنه. هنگام گوشت بریدن از قصد دست سارپ را می بره و بعد ییک دستمال می ده تا خونش بند بیاد و بعد اون دستمال را با یک نامه برای مرت می فرسته و میگه این خونه یکی از اعضای خانواده ات است جلال را بکش و بیا خانواده ات را ببین. جلال می خواد ببینه که مرت بهش خیانت می کنه یا نه. مرت از خوشحالی داره می میره و می پره ملک را بغل می کنه و می گه این خون تا 99 درصد با من تطبیق داره. از طرفی سارپ و مرت با هم به دنبال یاشار می رن که توی یک یخچال برای نگهداری از گوشت یاشار اونها را گیر می اندازه و کلا متلک های سارپ و مرت دیدنی بود. سارپ یک محفظه ی ورود هوا پیدا می کنه به مرت میگه خم شو تا من برم که مرت می گه تو می ری و من را می پیچونی سارپ می گه من هم بهت اطمینان ندارم بعد سارپ راضی می شه برای مرت قلاب می گیره و مرت می ره از محفظه بالا یک لحظه درب را برای سارپ باز می کنه ولی می بنده. سارپ شروع می کنه توی گوشی اش وصیت نوشتن که مرت درب را براش باز می کنه و می گه به خاطر مادرت این کار را کردم. ایلم یک شماره در گوشی مخفی مرت می بینه و شماره را برمیداره و از تلفن عمومی زنگ می زنه که جلال صحبت نمی کنه و سیم کارت را می شکنه. در اخر قسمت 21 جلال فکر میکنه که مرت این موضوع نامه را نمی خواد بهش بگه که می خواد با اسلحه بکشش. با شروع قسمت 22 مرت می گه که این نامه به دستم رسیده و اسلحه می کشه اما می گه تو بیست سال پدرم بودی و من نمی تونم تو را بکشم. یاشار سارپ را تهدید می کنه که به جلال زنگ می زنم می گم که تو جوشگون را نکشتی و یک کیف مواد برای حق و سکوت باید برام بیاری. سارپ به جلال می گه برای پیدا کردن یاشار به یک کیسه مواد نیاز دارم که جلال بهش می ده و بعد توی کشتی پلیس با کمک سارپ یاشار را دستگیر می کنن. توی زندان افراد جلال ، یاشار را زخمی می کنن و یاشار موقع رفتن به اتاق عمل به مرت می گه که اگه از اتاق عمل امدم می خوام راجع جلال اطلاعات بدم و جلال یکی از افرادش را می فرسته توی بیمارستان و یاشار را می کشه. از طرفی ایلم از دوست مرت می خواد که صاحب اون شماره را پیدا کنه و به زنی در رستوران به نام هاندان می رسه که با افراد خلافکار رابطه داره. جلال به سارپ و الیاناک یک کیف پول می ده می گه برید قمار خونه خوش بگذرونید و الیاناک همه ی پول را به باد می ده. اونجا هاندان به این دو دو تا کارت می ده. جلال بعد از این که کارت را از الیاناک می گیره اون را با یک کارت دیگه عوض می کنه و می زاره روی میز. سارپ یواشکی نگاه می کنه و جلال می خواد امتحان کنه که ایا پلیس در اون ساعت به اونجا می اد یا نه. اما سارپ سریع دستخط روی کارت را با کارتی که خودش داشته مقایسه می کنه و می فهمه که تله است و بعد رییس یوسف جلال را تعقیب می کنه و جلال وقتی می بینه پلیس سر قرار نمی اد به دیدن هاندان می ره و هاندان یک کیف پول جلال ر ا پس می ده و می گه که من با تو کار نمی کنم. یک گزارش به پلیس می شه و اونها بدون رییس به قمارخونه هاندان حمله می کنن که سارپ هاندان را فراری می ده. هاندان یک کیف پر از اطلاعات را جا گذاشته که مرت پیدا می کنه وبه جلال می ده و بعد هم جلال کیف را به هاندان برمی گردونه و هاندان می خواد از این به بعد با جلال کار کنه. هاندان به سارپ زنگ می زنه و می گه جلال کیف را اورده و سارپ با رییس یوسف است و می فهمن که یکی از افراد در حمله به قمارخونه جاسوس جلال بوده و این قسمت تمام می شه.

...
نویسنده : بازدید : 69 تاريخ : يکشنبه 13 فروردين 1396 ساعت: 14:23