گوزل

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

    • 272
      اوزان میره عمارت و فیلم رو به دلارا نشون میده و دلارا میگه مائده مرده.بعد میفهمن که آسمان و مائده باهم کار میکردن و سلما میاد میگه شنیده بودم که آسمان با جانان حرف میزنه.اوزان به دلارا میگه مگه نگفتی می خوای از هارون جدا بشی پس چرا اینجایی که دلارا میگه چون هارون رو دوست دارم و اوزان میره.
      جهان رفته پیش یکی به اسم اسمائیل و در مورد مرگ خواهرش میپرسه و میگه چرا تو یا بابام به پلیس نگفتین که کنان خواهرم رو کشته و اسمائیل میگه کنان راحمی رو با جون تو تهدید کرد.@paramparca._.love
      صاحب خونه ای که آسو اونجاست میاد و میگه پول رو ندادین و آسو میگه مائده میده که بهش میگه مائده مرده و مجبور میشه از اون خونه بره.
      جانان تونسته وکالتش رو دوباره بگیره و آسو درمورد بابای واقعی دلارا بهش میگه و میگه می تونیم شکایت کنیم و قرار میشه تست DNA بگیرن.
      اکرام رفته عمارت و می خواد دلارا رو ببینه که دلارا میگه الان حوصله ندارم کسی رو بیینم.
      جهان میره پیش راحمی و حرف میزنن و همدیگرو بغل میکنن.
      آیسو رفته پرورشگاه و برای امره لالایی میخونه و گریه میکنه.بعد میره خونه و دنیز عصبانیه که چرا خبر نداده و آیسو میگه می خوام جدا بشیم چون من میمیرم و دیگه مادر نمیشم و نمی خوام زندگیت خراب بشه💔و دنیز بغلش میکنه.
      جانان و آسمان تو بار هستن و اوزان هم اونجاست و قایم شده.
      @paramparca._.love
      هارون میره عمارت و دوش میگیره و لبخند میزنه و یادش میاد که آسو بهش دفترچه رو داد و هارون به یه روشی اون صفحه رو خوند و فهمید اوزان پسرش هستش.صبح که دلارا بیدا میشه هارون بهش میگه چرا ازم مخفی کردی و دلارا میگه باشه همه چیز رو میگم.
      هارون میره سر کارش و با خودش میگه اوزان پسر منه و جهان به زودی میفهمه.😏

271
مائده با جمیله حرف میزنه و ازش تشکر میکنه و میگه حلالم کن که انگار داره ازش خداحافظی میکنه.بعد میره تو اتاقش و قرص میخوره و خودکشی میکنه.
هارون به دلارا میگه من دوست دارم و می خوام کارای بدم رو ول کنم.
جهان به میتات مشکوک شده و بهش میگه وقتی غزل و آراز گم شدن اونا رو راحت پیدا کردی و تو کارای کامپیوتر ماهری پس چرا داری تو شرکت من کار میکنی و میتات چیزی نمیگه.
جهان میره پیش سما و بهش میگه می خوام با آلفا آشنا بشم و بهش بگو درمورد میتات مته پارس هم تحقیق کنه😐
@paramparca._.love
جمیله میره اتاق مائده و میبینه خودکشی کرده و کلی گریه میکنه.بعد به هارون خبر میده و دلارا هم میفهمه.هارون میره اونجا و جمیله بهش یه نامه میده که مائده نوشته:هارون حق با تو بود کینه و نفرت چشمام رو کورد کرده بود من رو ببخش امیدوارم با آراز و دلارا خوشبخت بشی.
غزل به دلارا میگه مگه نمی خواستی از هارون جدا بشی پس چرا اینجایی؟اون و مائده خطرناک هستن که دلارا بهش میگه مایده مرده و غزل تعجب میکنه.بعد میتات بهش رنگ میزنه و میره.
هارون میره خونه و به دلارا میگه میرم تا خودم رو بهت ثابت کنم.میتات و غزل میرن محله میتات و می خوان هم رو ببوسن که برای میتات پیام میاد.از طرف سما است که بهش میگه درمورد میتات مته پارس تحقیق کن.
اوزان میره هتل و اون پاکتی که جانان داده بود رو بهش میدن.تو اون پاکت یه فلش هستش که همون فیلم اعتراف مائده است.اوزان میپرسه کی این رو فرستاده و میگن اسمش رو نگفت.بعد دوربین ها رو میبینه و میفهنه جانان بوده.@paramparca._.love
هارون با اون آدم ها به اضافه دمیر حرف میزنه و میگه دیگه نمی خوام از این کارها بکنم.و اونا از این کار هارون خوششون نمیاد و یکیشون رو هارون اسلحه میکشه و دمیر مانع میشه..دلارا هم داره اینا رو میبینه.بعد هارون از طریق ساعتش به دلارا میگه دیگه هیچ چیز پنهانی بین ما نمیمونه.

  • 270
    اکرام به آسمان میگه من مریضم و چند ماه بیشتر زنده نمیمونم و می خوام دلارا زودتر بدونه من باباشم.آسمان میگه دلارا الان کلی مشکل داره من بهش میگم تا آماده بشه.بعد از اینکه اکرام میره دستمالش رو برمیداره و لبخند شیطانی میزنه👊
    راحمی آزاد میشه و آذرخش میگه تا حکم صادر بشه ازاد میمونه و راحمی میگه کاش آزادم نمی کردی(اه حالم رو بهم زد ایششش😝)
    جانان میره هتلی که اوزان اونجاست و یه نامه میده تا بدن به اوزان.
    @paramparca._.love
    کریمان و اوزجان میرن خونه آیسو و اوزجان میگه یه دارو هست که بیماری رو خوب میکنه.بعد آیسو میاد و تو دستش چند تا کیف هست که لباسای بچه است تا ببره پرورشگاه و کریمان میگه اینا نو هستش و بزار برای بچه بعدیت که همه بهش بد نگاه میکنن و اوزجان با عصبانیت میگه مگه دکتر نگفت بچه دار نمیشه.و کریمان تازه میفهمه گند زده😂
    اوزجان اون روزنامه رو به جهان نشون میده و جهان میگه با دکتر در ارتباطم و میتات زنگ میزنه و یه آدرس میده که آراز اونجاست.و با اوزجان میرن.
    آیسو و دنیز میرن پرورشگاه و اونجا به بچه است که گریه میکنه و توجه آیسو رو جلب میکنه که همون امره است😍
    ولی دنیز زود بچه رو میگیره تا آیسو بهش وابسته نشه😣
    مائده به دمیر زنگ میزنه میگه جایی نمیبینم نوشته باشه دلارا رو دزدیدن و دمیر میگه گفتم آراز رو بدزدن و مائده ناراحت میشه.جمیله هم میشنوه.@paramparca._.love
    هارون میره پیش دمیر و عصبانیه که دمیر میگه باید پولشویی کنی تا پسرت زنده بمونه.
    جهان میره به اون آدرس و آراز دو پیدا میکنه به دلارا خبر میده.دلارا هم به هارون خبر میده و هارون ناراحت میشه چون پولشویی کرده بود😢
    هارون میاد خونه و از جهان تشکر میکنه و جهان میگه دلارا برو یه جای دیگع زندگی کن ک هارون عصبانی میشه و بحث میکنن.

    • 269
      وکیل دلارا درمورد طلاق حرف میزنه.دلارا میگه من هیچ چیزی از هارون نمی خوام به جز ویلا.وکیل میگه آقا هارون گفتن اون ویلا مال شماست ولی مسئله مهم اینه که آراز پیش کی بمونه.
      آسمان به جانان زنگ میزنه میگه نصف پولی که مائده داده رو ریختم به حسابت تا دوباره باهم خوب باشیم.
      یکی میاد جلوی در ویلا و آسمان رو میبینه و فکر میکنه دلاراست.بهش میگه من پدر واقعی تو هستم.@paramparca._.love
      وکیل به دلارا میگه آقا هارون گفتن بچه می تونه پیش شما باشه ولی جمعه و شنبه پیش من.دلارا میگه میتونه آخر هفته ها ببینه ولی تو زمان مشخص و زیر نظر من👊
      چند نفر میرن ویلا و آراز رو می دزدن.دلارا میاد خونه و میبینه اراز نیست و دنبالش میگرده و امینه رو پیدا میکنه امینه میگه آرازا رو دزدیدن.
      دلارا از جهون کمک می خواد و میگه حتما کار هارون هستش.جهان به غزل میگه بیا ویلا و میگه آراز رو دزدیدن و میتات هم میفهمه و چون پلیس هستش میتونه اون رو پیدا کنه.
      غزل میره ویلا و میگه چرا هارون این کار رو کرده بعد میگه میتات گفته بود آدم بدی ازش فاصله بگیر بعد همه به فکر فرو میرن.
      میتات به غزل زنگ میزنه میگه گوشی رو بده به بابات بعد میگه هارون یه خط مخفی داره از روی اون پیداش کردم.و آدرس رو میده و جهان و اوزان و آذرخش و پلیس ها میرن اونجا.ولی کسی نیست.
      @paramparca._.love
      هارون میره ویلا برگه طلاق رو نشون میده و میگه نابودم کردی دلارا و دلارا میگه طلاق نمیگیرم فقط آراز رو بده و هارون تعجب میکنه و میگه کار دمیر هستش و دلارا میگه یعنی بچه من دست مافیا است.غزل هم به جهان خبر میده.
      آسمان هم با اون مرد که میگفت بابای دلارا است حرف میزنه.و اونم همه چیز رو به آسمان میگه چون فکر میکنه دلارا است.ودر آخر آسمان میگه من دلارا نیستم.

      • 268
        جانان عصبانیه که پول نداریم و به آسو میگه با مائده دست به یکی کردین تا من رو دست به سر کنین و به آسو میگه برو گمشو.بعد میره لپ تاب رو روشن میکنه و اون فیلم مائده که کپی گرفته رو نگاه میکنه و میگه با این چیکار میشه کرد؟@paramparca._.love
        هارون میره پیش مائده و میگه چرا این کار رو کردی مائده میگه برای اینکه چشمات رو باز کنم.
        دلارا با جهان حرف میزنه که به هارون گفتم می خوام ازت جدا بشم اونم رفت.
        سما به میتات ایمیل میده میتونی وارد لپ تاب هارون بشی؟
        میتات میگه آره ولی گرون میشه.
        اوزان و راحمی میرن خونه آیسو و دنیز راحمی رو بغل میکنه.آیسو و غزل حرف میزنن که راحمی میاد و اونا رو بغل میکنه.
        اوزان میره پیش جهان و میگه راحمی رو ببخش جهان میگه مشکل بزرگتری داریم و برگه های کارای هارون رو نشون میده.
        همه خونه آیسو هستن و آیسو میگه اسم بچه رو انتخاب کردیم می زاریم نجیب جهان😂و میره دوربین بیاره تا عکس بگیرن و کریمان میگه باید زود بهش بگیم که بچش مرده و آیسو میشنوه و شوکه میشه.و شروع میکنه به داد و فریاد و گریه کردن.بعد میره اتاق بچه رو بهم میریزه.
        راحمی رفته سر خاک عایشه و معذرت خواهی میکنه مائده هم میاد و اونو میبینه ولی راحمی فرار میکنه.
        @paramparca._.love
        آیسو آروم شده ومیگه چرا بهم نگفتین دلارا میگه می خواستیم صبر کنیم تا بهتر بشی.
        راحمی جریان رو برای اوزان و جهان تعریف میکنه و اوزان میگه بیا فراریت بدیم که راحمی میگه می خوام تسلیم بشم و میرن اداره پلیس و تسلیم میشه.اونجا میتات رو میبینن و میتات الکی میگه خونم رو دزد زده بود.
        آسمان وسایلش رو جمع میکنه میره خونه مائده و اون دفترچه با ارزش دلارا رو که قبلا برداشته بود میخونه و اون صفحه ی مهم رو می خونه و میگه باورم نمیشه.



...
نویسنده : بازدید : 45 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 1:03

close
تبلیغات در اینترنت