قسمت 18 و 19 ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان | بلاگ

قسمت 18 و 19 ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

وقتی جلال می خواد جوشگون را بکشه پلیس می رسه و جوشگون، یاشار، و سارپ را دستگیر می کنه و بعد مشخص می شه که سارپ خبر داده بوده. سارپ را با جوشگون توی یک سلول می اندازن تا ازش حرف بکشه که سارپ بهش می گه که من دنبال برادرم امید می گردم و من سارپ یلماز هستم وجوشگون اون رو می شناسه اما چیزی نمی گه. موقع بازجویی جوشگون اسم مرت را می شنوه و کنجکاو می شه. مرت هم برای اینکه جوشگون نشناسش دوستش را برای بازجویی می فرسته. رییس یوسف به سارپ می گه ما جوشگون و یاشار را ازاد می کنیم و تو برو بگیرش ازش حرف بکش. جلال هم داوود را می فرسته جوشگون را بکشه که مرت می رسه و نمی گذاره و از اون طرف هم سارپ جوشگون را می بره ولی باز مرت پیداشون می کنه که یاشار می اد و جوشگون را با اسلحه می بره. از طرفی جوشگون به ملک زنگ می زنه و می گه جلال بابای واقعی تو است و ملک برای جلال قاطی می کنه و جلال می گه من نمی دونستم تو دخترمی و وقتی فهمیدم تو را پیش خودم اوردم. ملک می ره پیش مرت و مرت هم فکر می کنه ملک همه چیز را می دونه و بهش می گه که جلال قاتل مادرته که ملک شوکه می شه و غش می کنه که مرت می برش بیمارستان . ملک با اسلحه می ره سراغ جلال و بعد اسلحه را می زاره روی سرش که جلال می گیره و بعد ملک می ره. جلال سارپ را می فرسته پیش ملک تا ارامش کنه و سارپ به ملک می گه برو پیش پلیس شهادت بده که جلال قاتل مادرته اما ملک به خاطر مرت و برادرش مصطفی این کار را نمی کنه. افراد جلال جوشگون را پیدا می کنن که سارپ می ره در ماشین که بهش تیر اندازی شده بود و یواشکی جوشگون را فراری می ده و بعد شلیک می کنه. جوشگون را می برن بیمارستان ولی جوشگون می گه که فراموشی گرفته در حالی که داره فیلم بازی می کنه. داوود مشکوک می شه و به سارپ می گه که تو چرا درب ماشین را باز کردی و بعد شلیک کردی که سارپ می گه می خواستم به چشماش نگاه کنم. داوود شک می کنه و بیمارستان جوشگون را پیدا می کنه سارپ زودتر می فهمه و سریع تخت جوشگون را با تخت یک اتاق  دیگه عوض می کنه و داوود فکر می کنه اشتباه کرده. زن سابق رییس یوسف بهش می گه که پسرش همون پسر مدیر است و یوسف به سارپ می گه که گوکهان پسر منه نجاتش بده و مواظبش باش. از طرفی الیاناک که یاشار را به جلال لو داده بوده توسط یاشار دستگیر می شه. گوکهان قراره برای الیاناک یک پولی ببره که یاشار بهش شلیک می کنه و پول را می گیره و می خواد تیر اخر را بزنه که سارپ می رسه و به یاشار شلیک می کنه یاشار در می ره و مرت می رسه و به دستهای سارپ دستبند می زنه و فکر می کنه که سارپ به گوکهان شلیک کرده و این قسمت تمام می شه.

...
نویسنده : بازدید : 29 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 1:03