قسمت 16 جسور و زیبا

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

نتایج گزارش نمونه گیری از جسد پدر جسور میاد و معلوم میشه با اسلحه کشته میشه وقتی 
جسور میفهمه از شدت عصبانیت و ناراحتی میره شرکت تحسین و از تحسین میخواد که درباره
اون شبی که باباش کشته شده راستشو بگه چه اتفاقی افتاده ولی تحسین بهانه میاره و میگه من چی 
تعریف کنم...جاهیده واقعا حامله ست و هولیا فک میکنه باز جاهیده نقشه ای کشیده و تونسته 
دکترو بقیه رو گول بزنه و جاهیده به هولیا از حامله بودنش چیزی نمیگه.رضا توی آتلیه ی سوهانه و 
اونجا و زمینای کرلوداء داره بررسی میکنه.جسور میفهمه اونی که چند روز پیشا توی نت سرچش 
میکرده رضاست و از طریق آدرس آی پی موقعیت رضا رو پیدا میکنن.محمت و اون پلیسا که 
یه نرم افزار هک روی لپ تاپ دادستان جدید نصب کردن میفهمن دنبال رضا هستن وقتیم که 
این خبرو محمت داره به تحسین پشت گوشی میگه خدمتکار مهربان میفهمه و به مهربان میگه و مهربانم به جسورواینطوری به
گوش جسور میرسه و جسور هم به سرهات میگه که سرهاتم میفهمه هکش کردن!وقتی به 
آدرسی کخ رضا از اونجا جسورو سرچ کرده میرن میبینن نیست ولی یکی از آدمای تحسینو ک اونجا بوده
جسور گیرش میندازه و به پلیس تحویلش میده.فوگن هر روز داره حالش بدتر میشه و بیماریش 
داره پیشرفت میکنه.سوهان ناراحت و عصبانیه بخاطر کارای جسور و میگه بابای من قاتل نیست.
جاهیده میره دکتر و معاینه میشه 2ماهه که حامله ست اما دکتر بهش میگه باید یه سری تستا 
رو انجام بده ممکنه به بچش آسیبی رسیده باشه بخاطر داروهایی که مصرف میکرده.بانو که به 
بولنت شک میکنه دربارش تحقیق میکنه و فک میکنه که بولنت هم یکی از قربانی های هولیاست 
وقبلا دوست پسرش بوده ... رضا داره نقششو آماده میکنه ... جسور و سوهان دوباره با هم 
خوب میشین و یه شب رماتیکی رو میگذرونن و فرداش لب ساحلو صبحانه 
میخورن.هولیا سعی داره با جاهیده حرف بزنه اما جاهیده هر بار جوابشو نمیده از آخر هولیا 
میره به دیدن جاهیده که رضا اونا رو در حال حرف زدن میبینه.جاهیده بازم بهانه میاره که 
مریض شده و کورهان از کنارش جم نمیخوره ... اما هولیا باور نمیکنه و بهش میگه دروغ نگو 
ما دوستیم ... فوگن و شیری و پرستار فوگن میرن دور دور اما توی مسیر وسط جاده پر از درخت و چوب و شاخه میبینن که 
تعجب میکنن.فوگن توی ماشین تنها میذارن تا مسیرو باز کنن.اون 
پیرمرده که دوست رضاست یه نامه به تحسین میده که عدالت توی کارخونه ست (قبلش فکر 
میکرده عدالت رفته داروخونه) ...
..... سریع میره به سمت کارخونه اما از دوراهی رد میشه که 
شیرین میبینتش که شیرین داد میزنه کمک کمک... چون فوگن گمشده بوده.کمالو جسوروسرهات 
که برای قضیه ی هک لپ تاپ سرهات نقشه کشیده بودن رفقای تحسین گیر میندازن (سرهات 
به جسور ایمیل میزنه تحسین کرلوداء هر چقدرم که به ما دروغ بگه ما اونو با دروغ خودش 
زمین میزنیم...،سرهاتم با داداستان کل هماهنگ میکنه) . سوهان به جسور خبر میده مامانت 
گمشده اما شیرین از اونور تلفن داد میزنه گم نشده دزدیدنش تحسین دزدیده.پلیس رد تحسین 
پیدا میکنه و جسور هم که توی ماشین با کمال و سرهات بوده میرن سمت کارخونه.تحسین که فکر میکنه عدالت توی قفس زندانی شده برای نجاتش تلاش میکنه...رضا قبل از عملی شدن نقشش خودشو تسلیم پلیس میکنه... موقع نجات عدالت!‌وقتی جسور وارد کارخونه متروکه میکشه یکی دکمه رو میزنه و فوگن میفته زمین و میمیره و اینجوری برای قاتل جلوه دادن تحسین، فوگن قربانی نقشه ی شوم رضا میشه...
پایان.

...
نویسنده : بازدید : 57 تاريخ : چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 5:37