قسمت 14 و 15 ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان | بلاگ

قسمت 14 و 15 ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

در این قسمت ها زنی به نام لیلا وارد داستان می شود که شوهرش کنستانتین همونی بوده که جلال توی ماشین به آتش کشیده بودش. لیلا و وکیلش می خواد که حساب جلال را برسن و در این میان به کمک سارپ نیاز دارن. سارپ می گه که جلال می دونه که برادر من کجا است و ما شخصیتی به نام رییس امید به وجود می اوریم و به دل جلال لرز می اندازیم. امید اسم داداش گم شده سارپ بوده. این گروه حسابی به جلال ضرر می زنه و کاسبی و باج گیری هاش را مختل می کنه و جلال حسابی عصبانی می شه. الیانک( همون مرده مو حنایی) به وکیل می گه یکی از کسانی که باعث گیر افتادن شوهر لیلا شده بوده خود سارپ بوده و وکیل با الیانک قرار می گذاره و لیلا هم توی رستوران پشت شون می شینه و همه چیز را می فهمه. الیانک از رستوران بیرون می ره اما یک جا قایم می شه و می بینه که لیلا با وکیل همکاری می کنه. می ره پیش جلال و می گه رییس همون لیلا زن کنستانتین است. جلال می ره خونه ی لیلا اول لیلا لباس خدمتکارها را می پوشه که پیداش نمی کنن. اما بعدا جلال لیلا را می کشه و دوربین خونه اش را برمی داره. سارپ می ترسه که تصویرش توی دوربین باشه. دوربین خانه رمز داره و سارپ خبر می ده به پلیس که بیان همه چیز را بردارن. یک لحظه سر مهندس کامپیوتر را که داشته رمز گشایی می کرده را گرم می کنه و اون حافظه ی دوربین را با یک حافظه ی دیگه عوض می کنه و حافظه ی اصلی را توی کیس کامپیوتر جایگذاری می کنه. مرت به جلال خبر می ده که پلیس داره می اد و جلال همه جا را پاکسازی می کنه. اما سارپ به پلیس می گه که حتما کیس را بردارن. از طرفی رییس سارپ به کمک سارپ می اد و وکیل که می خواسته سارپ را بکشه را با گلوله می زنه و وکیل هم رییس سارپ را می زنه و اون می ره بیمارستان. رییس پلیس هم برای اینکه سارپ سر خود عمل کرده بوده اون  را تعلیق می کنه. مرت از روی خط تلفن جای جوشکون همون مردی که در بچگی همش اذیت می کرده و رییس بچه های خیابانی را پیدا می کنه و می ره توی خونه اش منتظر می شه. اما جوشگون موقع خروج از خانه یک تکه چوب کبریت لای در گذاشته بود که می اد می بینه چوب کبریت افتاده و می فهمه که یکی وارد خانه شده و یواشکی در می ره و دست مرت باز هم از جوشگون کوتاه می مونه . رییس پلیس حافظه ی دوربین را به مرت می سپره تا رمز گشایی کنه و فیلم قتل لیلا توسط جلال را پیدا کنه تا مدرکی بشه برای دستگیری جلال. رمز دوربین باز می شه و اون لحظه که می خواد سارپ توی تصویر باشه جوشگون به مرت زنگ می زنه و مرت عصبی می شه و تصویر ورود سارپ به خانه ی لیلا می اد و می ره. جوشگون به مرت می گه اگر می خوای بگم که برادرت کجاست یک راه داری یک مدرک علیه جلال به من بده. و مرت می مونه که اون فیلم را برای جلال پاک کنه یا اینکه به جوشگون بده تا خانواده اش را پیدا کنه. از طرفی جوشگون به سراغ خانواده ی مرت می ره و یک ماشین می خواد بهش بزنه که خودش را کنار می کشه و مادر مرت زخمش را درمان می کنه. از طرفی بابا جلال به ملک سیلی می زنه و می گه نباید با سارپ و خانواده اش رفت و امد کنی که ملک قهر می کنه و می ره پیش سارپ. داوود هم تعقیبش می کنه و از اونجا که عاشق ملک است نمی تونه تحمل کنه و با سارپ درگیر می شه و روی هم اسلحه می کشن که ملک اسلحه ی هر دو را روی سر خودش قرار می ده و می گه اول باید من را بکشید و اونها هم کوتاه می ایند.

دوستان خلاصه ی سریال ایچرده را قبلا تا قسمت 13 براتون گذاشته بودم این دو قسمت را خودم براتون خلاصه کردم و اگر برسم هر قسمتی که خودم نگاه می کنم را براتون خلاصه می گذارم. امیدوارم خوشتون بیاد.

...
نویسنده : بازدید : 19 تاريخ : چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 5:37