خلاصه ی قسمت 37 سریال ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    داوود جایگاهی که سارپ و جوشکون قایم شدن را پیدا می کنه و مرت و جلال وافرادش می رن اونجا. مرت زرنگی می کنه وبرق را قطع می کنه یکی دونفر از افراد جلال را هم از پشت می زنه بیهوش می کنه و به داوود می گه من در پشتی را چک کردم نبودم و سارپ و جوشگون از همان جا فرار میکنن. داوود به مرت شک می کنه و می ره به جلال می گه. از طرفی ایلم در اینترنت مقاله ای منتشر می کنه که سارپ پلیسه و قتل مدیر یوسف به دست جلال بوده. سارپ به مامور زن زنگ می زنه و می گه که یکی از روسا من را می شناسه و اسمش را می گه . اونها هم زنگ می زنن و اون فرد تایید می کنه و مشخص می شه پاک کردن پرونده ی پلیس کار پسر مدیر یوسف بوده ورییس پلیس اون را برکنار می کنه. جلال به داوود دستور می ده که ایلم را بکشه. داوود برای پیدا کردن جای ایلم بهش یک ایمیل می ده که مدرک بیگناهی سارپ را فرستادم به روزنامه. اون هم به پیک روزنامه می گه بسته را بیاره که توی بسته ردیابه. مرت می فهمه و سارپ را خبر می کنه و سارپ لحظه ی اخر می رسه و می خواد داوود را بکشه که مادرش نمی گذاره. یشیم هم می خواد بچه اش مصطفی را دور کنه که جلال نمی گذاره و یشیم را می فرسته به یکی از خونه هاش. مصطفی گریه می کنه و مرت می گه درست نیست یک بچه را از مادرش جدا کنی و جلال بهش شک می کنه. مرت طاقت نمی اره و به دیدار مادرش می ره. سارپ جلوش را می گیره و می گه خطرناکه و این کار را نکن امید که مادرشون نام امید را می شنوه. وای احساساتی ترین جای این سریال وقتی مادر و فرزند هم را بغل می کنن و ابراز احساسات می کنن بازی اراس و هنرپیشه نقش مادر فوق العاده بود. غافل از اینکه جلال از پشت داره اینها را می بینه و می فهمه که مرت به هویتش پی برده.

    تنها دو قسمت تا پایان این سریال مهیج دوشنبه ها از شبکه ی شو تی وی

    نویسنده : بازدید : 32 تاريخ : جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 1:53
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها