خلاصه ی قسمت 36 ایچرده یا نفوذی یا به قولی در زندان

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

داستان به یک روز قبل برمی گرده. سارپ با اون همکار زن پلیس اش در تماسه و می گه که من بی گناهم پلیس اون را رد یابی میکنه اما به جایی نمی رسه. جوشگون به مرت زنگ می زنه و باهاش قرار میگذاره و در این میان سارپ هم با کمک اون مامور زن جای جوشگون را پیدا می کنه و می ره خونش و عکس جایی را در خانه می بینه که پدرش در انجا کار می کنه. به اون کارخانه می ره و دراونجاست که جوشگون به سارپ و مرت میگه که با هم برادر هستند. وای بازی این دو بسیار فوق العاده است اول باور نمی کنن وبعد جوشگون توضیح می ده که چطور به دستور جلال موقع بازی قایم موشک امید یا همون مرت را دزدیده و سارپ و مرت این صحنه را به یاد می ارن و هم را بغل می کنن. از طرفی افراد جلال، داوود و یک نفر دیگه سارپ را می گیرن که سارپ در یک حرکت انتحاری دستی ماشین را می کشه و داوود و اون نفر دیگه بیهوش می شن یک مرد برای کمک از ماشینش پیاده می شه که سارپ سوار ماشین اون می شه و می ره . از طرفی قدرت و الیاناک مرت را گرفتن که بعد می فهمن که سارپ و مرت برادرن و قدرت می خواد این دو برادر را به جان جلال بندازه. جلال و قدرت با هم روبرو می شن و این روبروی در قبرستان سر قبر نرمین خواهر جلال و عشق قدرته که جلال قدرت را می کشه و قدرت بعد از تیر خوردن خودش را روی قبر نرمین می اندازه و می گه دارم می ام پیشت و می میره.

دوستان دوشنبه ی قبل یک قسمت پخش شده بود یعنی دو روز پیش اون قسمت را که ببینم براتون خلاصه می گذارم.

...
نویسنده : بازدید : 44 تاريخ : چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 21:33