خلاصه ی قسمت پایانی فصل سوم سلطنت یا قسمت 62

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

لولا طبق اون نامه عمل می کنه و یک اسلحه را در صحنی که الیزابت می خواد رد بشه جاسازی می کنه قبلش با نارسیس دیدار می کنه و پسرش را به اون می سپره. طرف اسکاتلندی به الیزابت شلیک می کنه اما تیرش به هدف نمی خوره و به لولا هم مشکوک می شن و زندانی اش می کنن . توی زندان الیزابت به دیدن لولا می ره و لولا می گه من باید یک ملکه را انتخاب می کردم و تو تا اخر عمرت تنها خواهی ماند. لولا را برای گردن زدن می برن که نارسیس هم اونجا است و چند نفر را می زنه و به لولا می رسه لولا باهاش خداحافظی می کنه و پسرش را به اون می سپره و کشته می شه. ناراحت کننده ترین جای این قسمت. خبر به مری می رسه و مری قاطی می کنه . از طرفی یک کشیش کاتولیک بوده که پروتستان ها را اعدام می کرده . اون کشیش توی زندان خودکشی می کنه. مری صحنه سازی می کنه که مثلا خودش اون را دار زده و به مردم می گه من نه یک ملکه ی پروتستان هستم و نه یک کاتولیک . من ملکه ی اسکاتلند هستم و قول می دم با همه برابر رفتار کنم و به دین شخصی کار نداشته باشم. هیئت انگلیس به رهبری گیدن هم اونجا هستن اونها می خوان که سران اسکاتلند را با الیزابت همراه کنن که مری مخ گیدن را می زنه که یک روز معطل کن که این سخنرانی را می کنه و مردم با مری خوب می شن. از فرانسه بشنوید که چارلز از دست شورشیان فرار کرده و خیلی ترسیده و می گه که می خوام دیگه پادشاه نباشم که کاترین قاطی می کنه. چارلز به نزد شورا می ره ومی گه به خاطر شجاعتم در فرار از دست شورشیان می خوام سن من را قانونی اعلام کنید و دیگه نیاز به نایب السلطنه نداشته باشم که قبول می شه. کاترین هم برادر کوچکتر چارلز را می اره و به قولی یک جوری تهدیدش می کنه که برادر های دیگر تو هم هستند. لیث و کلود قراره بعد از برگشت لیث با شورشیان ازدواج کنن که یکی از شورشیان لیث را می کشه. وای این صحنه با لحظاتی میکس شده بود که کلود داشت لباس عروسی اش را اماده می کرد خیلی ناراحت کننده بود. یک پیرزن توی قصر همش به بش می گه که تو قدرت ماورایی داری و باید به نزد پگن ها بری و از تعالیم انها بهره ببری که بش می ره با مری خداحافظی می کنه و می گه من می خوام برم تا بیشتر دانش کسب کنم من توانایی یک پیشگو شدن را دارم و بعدا می تونم به تو بهتر کمک کنم و می ره. مری هم با گیدن خداحافظی می کنه و می گه که می خوام به الیزابت نزدیک بشی و همون طور که من را عاشق خودت کردی اون رو هم عاشق خودت کنی و از نزدیک برام جاسوسی کنی من می خوام حکومتش را ازش بگیرم. در ضمن عشق الیزابت ، رابرت هم دوباره ازدواج کرده که باعث خشم الیزابت می شه و اون را از مقامش خلع می کنه و یاد حرف لولا می افته که گفته بود تو همیشه تنها هستی.

دوستان از فصل چهارم این سریال فعلا سیزده قسمت در امده نمی دونم جم بخواد این سریال را اینجا تمام کنه یا فصل چهارش را نشون بده. من خودم دارم دانلود می کنم و تا جایی که لینک دانلودش بیاد می بینم و براتون خلاصه می کنم.

...
نویسنده : بازدید : 49 تاريخ : چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 0:47