خلاصه ی قسمت 5 فصل سوم یا 50 سلطنت

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

توی این قسمت مشخص می شه که تاوان نجات فرانسیس مرگ مادر مری بوده و دلفین دوباره به هوش می اد. دلفین اول با یک سری وردها اون روح مشترکی که در بدن بش داشته را خارج می کنه  وبا بش به دنبال قاتل می رن و به کلبه ای می رسن که توش سه تا قلب انسان داخل بطری است ولی اون قاتل متوجه بش و دلفین میشه و فرار می کنه. نوستراداموس به نزد کاترین می ره و می گه من باز دیشب یک خواب دیدم و چند وقت است که این خواب را می بینم. زیر یک درخت برگ های رز سفید می افته و خون فرانسیس بر زمین می ریزه. کاترین خیلی وحشت زده شده و به فرانسیس می گه یک مدت بیرون نرو که فرانسیس قبول نمی کنه. ملکه الیزابت برای مری پیام می فرسته که با تو صلح می کنم به شرطی که نامه ای را امضا کنی که نسبت به سلطنت انگلیس هیچ ادعایی نداری و مری این نامه را امضا می کنه. مری وفرانسیس خیلی عشقولانه هستند و با هم می خوان به پاریس برن که بین راه مری می گه اینجا یک برکه اب هست بریم شنا که فرانسیس به افرادش می گه نیاید و دو تایی می رن. بعد از شنا مری می ره تا جایی که یک سری افراد مری را می گیرن که فرانسیس می رسه و جان مری را نجات می ده یکی از افراد مهاجم سر فرانسیس را چند بار به زمین می کوبه و فرانسیس بعد از نجات مری گیج می شه و می افته. مری می گه دوباره به دلفین می گم بیاد که فرانسیس می گه مرگ سرنوشت منه و دیگه نمی خوام زندگی کنم . فقط قول بده مراقب پسرم باشی و تا وقتی که برادرم به سلطنت نرسیده فرانسه را ترک نکنی مری قول می ده و فرانسیس می میره. وای غمگین ترین قسمت این سریال. بش می یاد به کاترین خبر می ده و کاترین و نوستراداموس می رن و دقیقا همون صحنه ی خواب نوستراداموسه. کاترین از نوستراداموس می خواد بمونه که اون قبول نمی کنه. مری قاطی می ره پیش نماینده ی انگلیس و اون نامه را پاره می کنه و می گه این کار انگلیس بوده. روز تشیع جنازه به مری می گن که کار پروتستان های اسکاتلند بوده. مری می ره پیش کاترین تاجش را پس می ده و می گه من باعث مرگ فرانسیس شدم و حاضر بودم همه چیزم را بدم که این طور نشه. کاترین هم دلداری اش می ده و می گه فرانسیس عشق تو را انتخاب کرده بود.

...
نویسنده : بازدید : 41 تاريخ : سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 20:48

close
تبلیغات در اینترنت