خلاصه ی قسمت 46 یا قسمت دوم فصل سوم سلطنت

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

عشق ملکه الیزابت را میخوان به نمایندگی به فرانسه بفرستن که الیزابت این را نمی خواد و در انتها به شورا می گه که اون تجربه ی کافی برای این کار را نداره و این رابرت را به شدت عصبی می کنه. از طرفی شورا به الیزابت گیر داده که چرا کاترین را به دربارش راه داده که الیزابت با یکی از دوستاش صحبت می کنه که بگه من کاترین را اوردم و الیزابت نمی دونست که اون کاترین ملکه ی مادر فرانسه است. همه ی ثروت و مقام  دوستش را می گیرن و الیزابت اون را به خیانت محکوم می کنه. از طرفی فرانسیس به مری می گه که باید بعد از مرگم با برادرم چارلز ازدواج کنی مری هم مجبور می شه قبول کنه. فرانسیس همه ی خانواده را جمع می کنه و جریان را می گه اما چارلز موافق نیست. خلاصه اینکه چارلز پیش مادرش در زندان می ره و مادرش می گه که بهشون بگو قبول می کنی و بعد از مرگ فرانسیس همه چیز برعکس می شه. به چارلز می گه که به یک نفر پیام بده و اون پیام باعث قتل افراد زیادی از طایقه ی بوربون ها می شه. فرانسیس به برادرش می گه با از سلول بغلی یک اجر را برداشته بودیم و متوجه شدیم که تو با مادرت چی گفتی. چارلز هم کم کم تحت تاثیر مری قرار می گیره و قبول می کنه ازدواج کنه. از طرفی کلود نگرانه که برادر کوچکش اون را مجبور به ازدواج کنه و لیث هم این مکالمه را می شنوه و می فهمه فرانسیس داره می میره. لیث می ره به کلود دلداری می ده  وباهاش صحبت می کنه. از طرفی رابطه ی لولا و نارسیس جدی تر شده که مری به لولا می گه که فرانسیس داره می میره. حالا بشنوید از اون دختر جادوگر به نام دلفین. اگر یادتون باشه گفتم که خونش با بش تلفیق شده بود و اون هر احساسی داشت بش هم همان احساس را داشت مثلا در یک جا زندانی بود و به دور دستش زنجیر بود که لکه ی کبودی به دور دست بش هم بود. یک شب در خواب به سراغ بش می اد و می گه من بی گناهم و برای اینکه بش باور کنه با چاقو پاش را زخمی می کنه که بش مطمئن بشه که خواب نیست. خلاصه اینکه دو نفر دیگه هم در شهر به قتل می رسن و به دلفین مشکوک هستند اما بش مطمئنه که اون بی گناهه.

...
نویسنده : بازدید : 38 تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 5:53

close
تبلیغات در اینترنت