خلاصه ی قسمت 22 فصل دوم سلطنت و پایان فصل دوم یا به قولی 44 | بلاگ

خلاصه ی قسمت 22 فصل دوم سلطنت و پایان فصل دوم یا به قولی 44

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

یک عده از زن های بد به دستور مری و گریر کنار مردان سپاه لویی می رن و صبح روز بعد شایعه می کنن که طاعون امده که بعد مشخص می شه دروغه. مری به دروغ به لویی می گه که فرانسیس توی قصرش توپ های جنگی داره و لویی مجبور می شه تا امدن سلاح ها صبر کنه که مری داخل چادرش یک چاقو در شکم لویی می کنه. از طرفی همه چیز به هم ریخته . لویی می گه تو دیگه من رو دوست نداری ایا حاملگی ات هم دروغ بود که مری می گه اره و من باید یکی ار انتخاب می کردم که اون فرانسیسه. افراد فرانسیس هم حمله می کنن و پیروز می شن و لویی را گروگان می گیرن. کاترین می گه لویی را بکش اما فرانسیس قبول نمی کنه. کاترین دستور می ده که لولا  وبچه ی فرانسیس را موقع برگشت به قصر بدزدن و یک سر الکی برای فرانسیس می فرستن وفرانسیس فکر می کنه که پسرشه. می خواد لویی را بکشه که نمی کشه. نارسیس مامور پیدا کردن لولا می شه و افراد کاترین را تعقیب می کنه و به لولا می رسه و متووجه می شه که پسرش زنده است. اونها را به قصر می بره و مری همه چیز را به فرانسیس می گه و فرانسیس مادرش را تبعید می کنه. از طرفی کنا از رینود بارداره و با بش اشتی می کنه تا بگه بچه ی بشه. بش می ره به اون جادوگر می گه که با کنا اشتی کردم که اون می گه وقتی دست کنا را گرفتم اون باردار بود. بش می ره با کنا قاطی می کنه که تو می خواستی به من کلک بزنی. در نهایت کنا تصمیم می گیره به یک کشور دیگه بره و یک والدین سوئدی اسم خودشون را روی بچه اش بگذارن. در راه کنا با یک مرد جوان اشنا می شه که قراره پادشاه یک کشور بشه. فرانسیس هم مری را می بخشه و به نوستراداموس که اون را نجات داده بوده می گه که منتظرم که مری باردار بشه و من دارم می میرم که نوستراداموس هم تایید می کنه. از طرفی کاترین به نزد ملکه الیزابت می ره و می گه می خوام باهات متحد بشم و مری ملکه ی اسکاتلند را نابود کنم. اون جادوگر را هم در قصر می گیرن زیرا بالای سر یک جسد بوده. در خواب بش می بینه که اون جادوگر می گه روح من در بدن تو است و روح تو در بدن ما و ما از هم جدا نمی شیم. اون زن را می خوان بسوزونن که بش به یکی از ملازمان می گه که من هم احساس می کنم دارم می سوزم. جادوگر دست و پای خود را باز می کنه و به سمت جنگل می دوه و سربازان که شوکه شدن نمی تونن جلوش را بگیرن.

...
نویسنده : بازدید : 42 تاريخ : پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:02